اینقدر از خوبی های وردپرس در گوش ما خواندند و اونقدر پرشین بلاگ ما را با تاخیر در روزآمدیش اذیت کرد که بالاخره راضی شدیم و چند روز مانده به سال نو از پرشین بلاگ اسباب کشی کردیم. از این ببعد تشریف بیارید اینجا. حیف که آقا احسان اونهمه زحمت خونه تکونی اینجا رو کشید. کاش زودتر رفته بودم.
در سایه ایزد تبارک
عید همگی بود مبارک




نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٢۸ ق.ظ روز جمعه ٢٥ اسفند ،۱۳۸٥
اولین کنفرانس ملی مدیریت دانش در تاریخ ۱۳ الی ۱۴ شهریور ماه در تهران برگزار میشود.
حضور کتابداران در این کنفرانس میتواند به نقش آنان در مدیریت دانش عینیت بیشتری بخشیده و به توانایی های علمی آنان مهر تایید بزند. حضور در کنفرانسهایی که ماهیت چند رشته ای دارد کتابداران را بیشتر به جامعه می شناساند. حضور کتابداران در کنفرانسها متاسفانه به کنفرانسهای خاص کتابداری محدود شده است و کمتر شاهد حضور آنان در کنفرانسهای غیرکتابداری و عمومی تر بوده ایم. نکته ای که در اینجا قابل ذکر است، استفاده از واژگان و مفاهیم قابل درک برای غیر کتابداران و بعبارت بهتر واژگانی که نزد اصحاب مدیریت دانش شناخته شده ترند است. مثلا غیرکتابداران ممکن است با مفاهیمی مثل رده بندی و سازماندهی آشنایی نداشته باشند اما تاکسونومی و مدیریت اطلاعات در ادبیات مدیریت دانش واژه هایی شناخته شده اند. یادم است مصاحبه ای با خانم کتابداری که مدیر دانش سازمانشان شده بود داشتم. ایشان هم بر اینکه کتابداران باید از لاک خود بیرون آمده و با حرفه های مختلف با زبان خودشان صحبت کنند تاکید میکردند و تعریف میکردند که روزی کتابداری برای مصاحبه شغلی به سازمانشان آمده بود و روز مصاحبه ایشان هم حضور داشتند. بعد از اتمام مصاحبه از ایشان میپرسند چیزی از حرفهای این خانم دستگیرتان شد؟ و البته ایشان هم چون کتابدار بودند متوجه حرفهای مصاحبه شونده که توانایی های خود را با ادبیات کتابدارانه بیان نموده بودند شده بودند.
ایمیلهایی در اهمیت شرکت کتابداران در کنفرانس مدیریت دانش به گروه بحث ارسال شد. آقای علیرضا انتهایی حق مطلب را ادا کرده و نوشته اند:
هيچ ترديدي نيست كه مديريت دانش از حوزه تجارت و اقتصاد بوجود آمده و توسعه پيدا كرده است و دليل آن وجود رقابت شديد موجود در بازارهاي تجاري امروز و تلاش براي بقاء در اين بازارهاست. از اين رو اقتصاد امروز را اقتصاد دانش محور مي دانند و دانش را بعنوان يكي از سرمايه هاي اصلي قلمداد مي كنند. گذشته از حوزه هاي اقتصادي، مديريت دانش اكنون بعنوان راه حلي جديد و مؤثر در امر تعالي سازمانها (در مقياس بين المللي) پذيرفته شده است و گروه هاي مختلفي مدعي پياده سازي آن هستند. اين گروه ها شامل مديران منابع انساني (از اين ديدگاه كه منابع انساني سرمايه هاي فكري هستند)، متخصصين فناوري اطلاعات (از ديدگاه ايجاد زيرساختهاي نرم افزاري و سخت افزاري حمايتي براي مديريت دانش) و كتابداران و متخصصين اطلاع رساني (از اين نظر كه كاركردهاي گردآوري، سازماندهي و اشاعه دانش را بر عهده دارند) مي شود.
تصور اينكه هر يك از اين گروه ها به تنهايي مي توانند اين امر را بر عهده بگيرند بسيار سطحي نگرانه است و در واقع اجماع هر سه لازم است. به عقيده من اكنون زمان مناسب آن است كه ما ادعاي مديريت اطلاعات و دانش سازمانها را داشته باشيم و صرفا مديريت دانش را در قاب كتابخانه محصور نكنيم. در واقع ما اين توانايي را داريم كه منابع دانش سازمانها را بشناسيم، آنها را سازماندهي كنيم، ارتباط منطقي لازم بين آنها ايجاد كنيم، بر اساس استانداردهاي موجود ذخيره كنيم و در زمان نياز به مخاطب برسانيم. رهبري مديريت دانش در سازمانها از آن افرادي است كه دانش و كاركردهاي آن و راه حلهاي ذخيره و نگهداري آن را مي دانند. كافيست ما كمي افق انديشه هايمان را به دورها ببريم: ما با اطلاعات و دانش به هر شكل و در هر جا و هر زمان سر و كار داريم و مي توانيم آن را بر اساس جامعه هدف خود گردآوري كنيم، سازماندهي كنيم و دسترس پذير نماييم. پس فرصت حضور خود را از دست ندهيم. كافيست جهت گيري هماهنگي در خصوص مديريت دانش و نقش ما در آن انجام گيرد و پيشنهاد مي كنم اين امر با حمايت انجمن صورت پذيرد.
در پابان علت اينكه برداشتهاي مختلفي از مديريت دانش وجود دارد نگاه هاي مختلف به موضوع است كه همگي لازم اما كافي نيستند. و اين سبب نمي شود كه ما خود را دخيل در اين همايش و يا همايشهاي ديگر مانند آن نكنيم.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٥:٠٥ ق.ظ روز چهارشنبه ٢۳ اسفند ،۱۳۸٥
کتابخانه دانشگاه یک صندوق پیشنهادات دارد و هر از گاهی پیشنهادات و یا انتقادات واصله را بهمراه پاسخ رئیس کتابخانه روی تابلوی اعلانات میزنند.
امروز دیدم یکی از سروصدای موبایلها در کتابخانه انتقاد کرده و خواهش کرده که استفاده از موبایل در کتابخانه ممنوع شود. جواب رئیس کتابخانه این بود:
Students and staff are allowed to use moblile phones in designated areas of the library. The noise can be distracting but the days of quiet hushed libraries have ended. The mobile free area is in the area around the reference collection.
ظاهرا دیگر دوره تذکرهای ُهیس اینجا کتابخانه استُ به سر آمده است. با وابستگی مردم به تلفن همراه کتابخانه ها هم ناگزیر از همراهی با نیازهای مراجعان شده اند. البته در تمام کتابخانه های دانشگاه بخشی برای آنان که به سکوت و تمرکز نیاز دارند تعبیه شده و استفاده از موبایل در این بخشها ممنوع شده است.
یکی از آزاردهنده ترین قوانین در ورود به برخی از کتابخانه ها برای من این بود که باید کیفم را تحویل میدادم. جالب اینجا بود که همه جا هم تذکر میدادند مسئولیتی در قبال وسایل مراجعین ندارند. امیدوارم روزی راهکارهای کم آزاردهنده تری برای جلوگیری از سرقت منابع کتابخانه ها بکار گرفته شده و بردن کیف در همه کتابخانه ها آزاد شود.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۳٤ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٧ اسفند ،۱۳۸٥
اینجا جمله های کوتاه بسیار جالبی از تئوری پردازان معروفی مثل کارل ویگ، پیتر دراکر و ... در مورد دانش، مدیریت دانش، اشتراک دانش، نوآوری، سرمایه فکری، همکاری، تغییر، سازمان یادگیرنده نقل شده است که البته در متون هم خیلی به آنها استناد شده است. یک نمونه اش از مارگارت فولر این است:
شمع مردم را با دانش خود روشن کنید.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:۱۱ ق.ظ روز دوشنبه ٧ اسفند ،۱۳۸٥
مدتی از این دنیای مجازی بدور بودم. آخرهای تحصیلم است و مجبورم وبلاگ خوانی/نویسی را به حداقل برسانم. از همه دوستانی که اینجا آمدند و دست خالی برگشتند عذر میخواهم.
در کنفرانس بین المللی مدیریت فن آوری اطلاعات و توسعه شرکت کرده بودم. اشکالات اساسی در برنامه ریزی و برگزاری این کنفرانس در همه مراحل وجود داشت که به امید اصلاح، چند نمونه را که بشخصه با آن درگیر بودم مینوسم:
۱. در عنوان کنفرانس کلمه بین المللی قید شده است. از یک کنفرانس بین المللی انتظار میرود که دست کم وب سایتی دو زبانه (انگلیسی و فارسی) داشته باشد. صفحه خانه کنفرانس فقط به زبان فارسی است و فقط دو کلمه IT و management به انگلیسی هستند.
۲. مشکل دیگر کنفرانس ارتباط ضعیف یا بهتر است بگوییم عدم ارتباط با نویسندگان و مخاطبان کنفرانس بود. اینجانب بعنوان نویسنده هیچگونه ایمیلی در ارتباط با دریافت مقاله و یا پذیرش/عدم پذیرش آن از کنفرانس دریافت ننمودم و مجبور شدم چندین بار با دبیرخانه کنفرانس تماس بگیرم و هر بار با وعده می پرسیم و به شما ایمیل میزنیم مواجه شدم.
۳. دو هفته قبل از کنفرانس لیست مقاله هایی که در داوری اولیه انتخاب شده بودند درج شد. اما تا زمان برگزاری کنفرانس معلوم نبود که کدامیک از این مقاله ها بالاخره ارائه میشوند. یک هفته قبل از برگزاری کنفرانس و در پی تماسهای مکرر تلفنی معلوم شد که مقاله مشترک اینجانب و خانم حاضری فقط در فهرست مقالات چاپ خواهد شد و ارائه ای در کار نیست.
۴. بالاخره با شرکت حضوری در کنفرانس معلوم شد که مقاله های نهایی کدامها بوده اند. اما اگر الان هم که یکماه و نیمی از برگزاری کنفرانس گذشته در وب سایت کنفرانس نگاه کنید اثری از اسامی مقاله های ارائه شده نمی یابید. اگر اسم کنفرانس چیزی غیر از آی.تی بود شرمساری کمتری داشت.
مقایسه میکنم با کنفرانسی که تا چند ماه دیگر در ملبورن برگزار میشود. از چهار ماه قبل برنامه زمانبندی کنفرانس را ایمیل کرده اند و تا حالا بیش از ده ایمیل از سوی برگزار کنندگان کنفرانس دریافت کرده ام.
البته در ایران هم کنفرانسهایی با برنامه ریزی خیلی خوب برگزار میشود که کاش الگوی برگزارکنندگان دیگر سمینارها بشود. نمونه اش همایش سازماندهی اطلاعات است که تا چند روز دیگر برگزار میشود. اطلاع رسانی خیلی خوب و ارتباط نزدیک با مخاطبان و نویسندگان مقالات از ویژگیهای بارز این کنفرانس بود. از همان ابتدا نیز چکیده مقالات ارسال شده را هم روی وب سایشان گذاشته اند. باز هم گلی به جمال بچه های فعال کتابداری.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:٥٦ ق.ظ روز پنجشنبه ۳ اسفند ،۱۳۸٥
خواستم تغییری در تمپلیت بلاگ ایجاد کنم ولی ظاهرا بعلت ناقص بودن دانش اچ.تی.ام.ال موفق نشده ام. میخواستم صفحه زمینه سفید باشد. اگر بلدید لطفا راهنمایی بفرمائید.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱:۳٦ ق.ظ روز یکشنبه ۱٧ دی ،۱۳۸٥
بخاطر لطف بزرگی که رئیس دانشکده اخیرا به من داشتند (از پرداخت شهریه معافم کردند)تصمیم گرفتم یک هدیه ایرانی به ایشان بدهم و نوشته ای که چاشنی اش شعری فارسی باشد. از مغازه ایرانی، صنایع دستی اصفهان گرفتم . یکی از دوستان ایرانی که کتاب ترجمه اشعار حافظ را در منزل داشتند این بیت را پیشنهاد کردند برایشان بنویسم:
But if the Grace of the Holy Ghost desides once again to give aid,
others then will be able to make, whatever the Christ, here, made.
حتما متوجه شده اید که متن بالا ترجمه این بیت حافظ است:
فیض روح القدس ار باز مدد فرماید
دیگران هم بکنند آنچه مسیحا میکرد
از آنجا که این اتفاقات مقارن کریسمس بود خیلی شعر بجایی بود. جالب است بدانید که ترجمه بالا اثر پل اسمیت شاعر استرالیایی عاشق حافظ است. داستان عشق ایشان به حافظ را در http://www.hafizofshiraz.com بخوانید. ارتباط معنوی که اسمیت با حافظ برقرار کرده- حافظ به خوابش می آمده- باعث شده که ایشان بدون دانستن زبان فارسی و فقط از طریق خواندن ترجمه های مختلف اشعار حافظ، دیوان اشعار حافظ را ترجمه کنند. پل اسمیت آرزو داشته که بیاید شیراز و مثل اینکه به آرزویش رسیده. یادم است استاد آذرنگ از زبان یکی از مترجمان اشعار حافظ -اسمشان یادم نیست- میگفتند عصاره تمام اشعار ناب جهان غزلهای حافظ است.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٢:۱٤ ق.ظ روز جمعه ۱ دی ،۱۳۸٥
قصد دارم تا به برخی از مسائلی که کتابخانه های عمومی ایران را با رکود مراجعه نموده است بپردازم. البته نوشته من بر اساس هیچ تحقیق و بررسی علمی نیست و فقط از زبان یک مراجع دائم کتابخانه های عمومی است. یکی از اساسی ترین مشکلات کتابخانه های عمومی نیروی انسانی غیرمتخصص است. یادم می آید زمانی در کرج از ۱۱۲ نیروی انسانی کتابخانه های عمومی فقط دو نفرشان تحصیلکرده کتابداری بودند. از جنبه های فنی قضیه یعنی سازماندهی منابع که بگذریم فقط همان تفاوت دیدگاهی که یک تحصیلکرده کتابداری با غیرکتابدار دارد کافیست تا به یکی از علل مهم ناکارآمدی کتابخانه های عمومی پی ببریم. کسی که کتابداری خوانده کتابداری را فراتر از شغل می بیند. از نگاه او کتابداری یعنی کمک به ارتقای فرهنگی جامعه و برای همین او به دسترسی می اندیشد نه مالکیت. میداند کتاب و سایر منابع اطلاعاتی برای استفاده اند. به قیمت جلوگیری از سرقت یا پاره کردن منابع نباید دسترسی به آنها را محدود کرد. او شیوه های جذب مراجعان کتابخانه را میداند و بقول استاد علی بیگ سعی میکند حتی شخصی را که برای پرسیدن آدرسی به کتابخانه مراجعه کرده به یک مراجع دائم کتابخانه تبدیل کند. البته منظور این نیست که غیرتحصیلکردگان کتابداری لزوما ضد مراجعه کننده اند ولی تجربه شخصی من نشان داده که متاسفانه قریب به اکثریت کتابداران کتابخانه های عمومی فاقد تفکر کتابداری اند و برخوردشان جاذبه ای برای استفاده از کتابخانه ایجاد نمیکند . چرا باید کتابخانه های عمومی ما کارکردی در حد مکانی برای مطالعه کنکوریها داشته باشند و نه بیشتر؟
در پست بعدی به یکی دیگر از علل رکود کتابخانه های عمومی ایران یعنی بی توجهی به نیازهای مخاطبان کتابخانه ها اشاره خواهم نمود.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٢٩ ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ آذر ،۱۳۸٥
چارلز داروین مینویسد:
آنها که بقا می یابند نه قویترین و نه باهوشترینند بلکه آنهایی هستند که به بهترین نحو به تغییرات عکس العمل نشان میدهند.
همکاری داشتم که با اینکه ۵۰ سال هم نداشت همیشه میگفت من حتی بلد نیستم فیلم توی ویدئو بگذارم و باید از بچه هایم بخواهم اینکار را بکنند.
ایشان واقعا هم از تکنولوژی هراس داشتند و حاضر بودند زحمت بیشتری به خودشان بدهند اما به فکر راههای بهتر انجام کار نباشند و معلوم است که علیرغم سختکوش بودن، هیچ پیشرفت فردی در کارشان نداشتند.
در مقاله ای که اخیرا خوانده ام گفته شده که کتابخانه ها باید به نیازهای سه نسل متفاوت که دانش تکنولوژیکی متفاوتی دارند توجه کنند:
۱. متولدان ۱۹۴۶-۱۹۶۴ که به بی بی بومرز (انفجار جمعیت بعد از جنگ جهانی دوم) معروفند.
۲. متولدان ۱۹۶۵-۱۹۸۰
۳. افرادی که بعد از سال ۱۹۸۰متولد شده اند. عنوانی که به این گروه داده شده digital natives است. یعنی افرادی که در عصر گسترش کامپیوتر و اینترنت و بازهای ویدئویی و غیره متولد شده اند.
به گروه یک و دو عنوان digital immigrants داده شده. یعنی آنهایی که باید از دنیای سنتی به دنیای تکنولوژی مهاجرت کنند و مسلم است که مثل همه مهاجران برخی بهتر از برخی دیگر با محیط جدید خود را وفق میدهند. مثال جالبی که نویسنده ذکر کرده اینست که وقتی افراد بزرگسال به یک کشور خارجی مهاجرت میکنند حتی وقتی که به زبان کشور دوم بسیار هم مسلط میشوند از لهجه شان میشود فهمید که خارجی اند. این مهاجران تکنولوژی هم ناخودآگاه به دنیای سنتی گریز میزنند. مثلا بجای یافتن اطلاعات در اینترنت به منابع چاپی مراجعه میکنند.
یا مثل همکار دیگری که با وجود فهرست کامپیوتری کتابخانه، کلی وقت صرف جستجوی برگه دان میکرد.
نقش کتابخانه ها کمک به نهادینه کردن آموزش مادام العمر برای تمام آحاد جامعه است تا پروسه مهاجرت به دنیای تکنولوژی را بخوبی طی کنند.
ماخذ:
1. Williamson, V., Surviving change and growing the profession together. Library Management, 2006. 27(8): p. 548-561.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:٥۳ ق.ظ روز پنجشنبه ۳٠ آذر ،۱۳۸٥
بورخس میگوید: من همیشه تصور میکنم بهشت، نوعی کتابخانه خواهد بود.
بنظر شما اگر بورخس از کتابخانه های عمومی ایران بازدید میکرد نیز همین تصور را پیدا میکرد؟
مقایسه کتابخانه های عمومی ایران با استرالیا فقط آهی از حسرت بجای میگذارد. دیدن کتابداران پر جنب و جوش و لبخند بر لب و مهربان دیگر برایم عادی شده است.
از هر چه بخواهی در کتابخانه یافت میشود. انواع و اقسام سی دی های موسیقی، فیلمهای سینمایی، کتابهایی با فونت درشت مخصوص سالمندان و کم بیناها، کتابهای گویا- روی نوار کاست- برای نابینایان و بی سوادان، بخشی مخصوص منابع آموزش زبان انگلیسی، بخش کودکان با انواع و اقسام کتاب و منابع دیداری و شنیداری، بخش نوجوانان، رمانهای جیبی و ....
واقعا برای هر سلیقه و نیازی تمهیدی اندیشیده اند که هیچکس دست خالی از کتابخانه برنگردد. با توجه به جامعه مهاجرپذیر استرالیا، کتابهایی به زبانهای مختلف نیز در کتابخانه گنجانده اند تا جوابگوی نیازهای چینی ها- عرب زبانها- ایتالیایی ها و یونانی ها و ...هم باشند.
البته رفتار کتابداران و تکریم ارباب رجوع خودش عامل مهمتری برای جذب افراد و استفاده از منابع موجود است. کافی است سوالی از کتابداران بپرسید. منابع مختلف را برای پرسش شما جستجو میکنند. به اینور و آنور زنگ میزنند. اینترنت را کاوش میکنند و نهایت سعی شان را میکنند تا به شما راهنمایی کنند. البته اینجا هر کجا بروید به ارباب رجوع احترام میگذارند. در سازمانها و مراکز انتفاعی که هدفشان سود مالی است خوش برخوردی ممکن است توجیهش جذب مشتری برای سود بیشتر باشد. در کتابخانه ها نگرش اینست که ارتقای فرهنگی و آموزش جامعه بطور غیرمستقیم جامعه را سود میرساند.
در بخش کودکان دیدن نوپاهای کمتر از یکسال که خود از قفسه کتاب برمیدارند و جابجا میکنند خیلی جالبست. هر هفته برای بچه ها برنامه های قصه گویی و آواز خوانی دارند. گاهی نویسنده ها را دعوت میکنند تا برای بچه ها صحبت کنند.
استفاده از فهرست کامپیوتری کتابخانه بسیار آسان است. فهرست کل کتابخانه های عمومی منطقه را میتوانید همزمان کاوش کنید و اگر منبع موردنظرتان در کتابخانه های دیگر موجود بود میتوانید سفارش دهید برایتان به کتابخانه محل خودتان بیاورند. جالب است که کنار کامپیوترهایی که مخصوص سرچ کاتالوگ کتابخانه است کلی کاغذ یادداشت و خودکار گذاشته اند و نوشته اند که اشکالی ندارد اگر خودکار را برای خودتان نگهدارید.
از امکانات دیگر کتابخانه های عمومی در اختیار گذاشتن اینترنت بصورت رایگان و خدمات فتوکپی و پرینت است. برای سالمندان آموزش رایگان اینترنت و ایمیل دارند.
در تمام طول سال تورهای آشنایی با کتابخانه برقرار است و هر وقت بخواهید میتوانید وقت بگیرید تا با دنیایی از خدمات و منابع کتابخانه آشنا شوید.
عضویت در کتابخانه رایگان است. برای عضویت عکس و فتوکپی شناسنامه نمیخواهند. کافیست مدرکی که آدرستان را تایید کند ارائه دهید و یک فرم پر کنید تا به عضویت کتابخانه در آیید.
جایگاهی خارج از کتابخانه برای عودت منابع قرار داده اند و برای همین حتی در ساعاتی که کتابخانه تعطیل است میتوان کتابها را برگرداند.
با هر کارت عضویت میتوان سی کتاب یا سایر منابع کتابخانه را به امانت برد.
کتابخانه های دانشگاهی ایران خوشبختانه روند رو به رشدی دارند ولی کتابخانه های عمومی واقعا به یک تحول اساسی نیاز دارند. کاش یک جهاد فرهنگی برای احیای کتابخانه های عمومی ایران ایجاد میشد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٢:۱٠ ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٥
کریسمس در استرالیا مصادف با تعطیلات تابستانی مدارس و دانشگاههاست. کتابخانه های عمومی برای این ایام برنامه ریزی مفصلی در جهت پر کردن اوقات فراغت شهروندان دارند. یکی از برنامه های امسالشان کلوب خواندن با هدف ترویج کتابخوانی است. در این برنامه به دانش آموزان فرمی داده میشود که اسم کتابهایی را که در این ایام میخوانند بنویسند. بابت هر سه کتابی که بخوانند به آنها یک جایزه میدهند و هر وقت تعداد کتابهایشان به نه تا رسید به آنها یک جایزه بزرگ میدهند. اینکه واقعا آنها کتابها را خوانده اند یا نه تفحص نمیشود و به اظهارات بچه ها اعتماد میکنند. یادم است وقتی دانش آموز دوره راهنمایی بودم مسئول کتابخانه کوچک مدرسه همیشه از ما میخواست که نتیجه کتابی را که خوانده ایم بنویسیم و همین برای من که عاشق کتاب و کتابخانه بودم یک عامل بازدارنده شده بود که بروم کتابخانه و کتاب بگیرم.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱:۱٩ ق.ظ روز یکشنبه ٢٦ آذر ،۱۳۸٥
نتایج یک بررسی در سال ۲۰۰۳ نشان میدهد که :
- تعداد اعضای کتابخانه های عمومی ایالات متحده آمریکا ۵ برابر تعداد مشتریهای آمازون است.
- کتابخانه های ایالات متحده روزانه ۴ برابر آمازون منابع را به امانت میدهند.
- از هر شش نفر، یک نفر در دنیا عضو کتابخانه است.
- میزان حضور مردم در کتابخانه های عمومی آمریکا هر ساله ۵ برابر حضور آنها در بازیها و مسابقات ورزشی است.
- بیش از یک میلیون کتابخانه با ۱۶ بیلیون کتاب در سرتاسر دنیا وجود دارد.
- تقریبا ۶۹۰۰۰۰ کتابدار در سرتاسر دنیا وجود دارد.
ماخذ
Brindley, L., Re-defining the library. Library Hi Tech, 2006. 24(4): p. 484-495.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٠٤ ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٥
لین بریندلی (۲۰۰۶) مینویسد:
برای افزایش رضایتمندی استفاده کنندگان کتابخانه، کاتالوگ کتابخانه باید تحت نسل دوم تکنولوژی اینترنت یعنی وب ۲ باشد. استانداردهای فعلی فهرست کتابخانه مثل مارک و z39.50
باید با تکنولوژی xml جایگزین شوند تا دسترسی به اطلاعات فهرست از طریق طیف وسیعی از خدمات وب قابل دسترسی باشد. اکنون گوگل و آمازون خدمات بمراتب بهتری نسبت به اپک کتابخانه ها ارائه میدهند.
ماخذ:
Brindley, L., Re-defining the library. Library Hi Tech, 2006. 24(4): p. 484-495.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٤٢ ق.ظ روز دوشنبه ۱۳ آذر ،۱۳۸٥
یکی از اهداف مدیریت دانش در کتابخانه ها، استفاده بهینه از منابع اطلاعاتی موجود است تا هزینه های هنگفتی که صرف اشتراک و خرید منابع اطلاعاتی شده است سرمایه گذاری مرده به حساب نیاید. سهولت دسترسی به منابع، استفاده از آنها را افزایش میدهد. به همین دلیل دیجیتال سازی منابع بعنوان یکی از مهمترین گامهای مدیریت دانش در کتابخانه ها عنوان میشود. دیجیتال سازی امکان استفاده از منابع را فارغ از محدودیتهای زمانی و مکانی فراهم می آورد.
بنظر من، در کنار دیجیتال سازی، یکی از مسائلی که باید در کتابخانه های ما مورد توجه قرار گیرد ارائه خدمات فتوکپی و پرینت بهینه و ارزان است تا سهولت استفاده از منابع اطلاعاتی دوچندان شود. خواندن متون طولانی مثل مقالات از طریق مانیتور کامپیوتر معمولا آزار دهنده است و علاوه بر آن خیلی وقتها در مکانهایی که دسترسی به کامپیوتر نیست-بگذریم از آنهایی که لپ تاپ دارند- مثل مسیری که مثلا در مترو از منزل تا محل کار و بالعکس طی میشود-البته اگر صندلی خالی پیدا کرده باشید- وقت مناسبی برای مطالعه است و متون کاغذی راحتتر از هر شکل دیگری خوانده میشوند.
یادم به مسئول زیراکس همیشه اخموی دانشکده افتاد که برای زیراکس یک جزوه درسی کلی باید منتش را میکشیدیم.
البته کاغذ در کشور ما یک کالای وارداتی و گران است اما اگر فرهنگ بازیافت را نهادینه کنیم میتوان تا حدی معضل کاغذ را کاهش داد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:٢٠ ق.ظ روز چهارشنبه ۸ آذر ،۱۳۸٥
تفوق رشته های تحصیلی در تحصیلات تکمیلی بریتانیا به چالش کشیده شده و برعکس ترکیبی از رشته های مختلف علمی بعنوان روشی که خلاقیت ایجاد میکند به طور روز افزونی مورد توجه قرار گرفته است. در اطلاع رسانی نیز بر ترکیب علوم مختلف صحه گذاشته شده است چنانچه سردبیر سابق اسیست (ASIST) یکی از مهمترین نقاط قوت انجمن را پذیرا بودن نظرات جدید از حوزه های مختلف علمی عنوان میکند. دپارتمانهای کتابداری و اطلاع رسانی بریتانیا ترکیبی از علوم کامپیوتر، مطالعات بازرگانی و علوم ارتباطات هستند.
ماخذ:
Jashapara, A. (2005). "The emerging discourse of knowledge management: a new dawn for information science research?" Journal of Information Research 31(2): 136-148.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۱۱ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸٥
هزینه های هنگفت در سازمانها صرف ایجاد سیستمهای مدیریت دانش میشود. اصلی ترین کارکرد این سیستمها ذخیره دانش موجود برای بازیابی در وقت لزوم و اجتباب از دوباره کاریست. اما واقعا چقدر این سیستمها مورد استفاده کارکنان سازمان قرار میگیرند؟
پژوهشها نشان داده است که مهندسان نرم افزار بیشتر تمایل دارند تا از طریق مکالمه تلفنی یا گفتگوی با همکارانشان نیازهای دانشی خاص خود را مرتفع نمایند. نتیجه پژوهشی دیگر نشان داده که تمایل افراد به کسب اطلاعات از دوستان و همکاران پنج برابر تمایل آنها به کاوش نیازهای اطلاعاتی شان در بانکهای اطلاعاتی و دیگر منابع اطلاعاتی است. در این تحقیق ۸۵ درصد از مدیران شرکتهای مشاوره ای اذعان داشتند که دانش موردنیاز برای انجام پروژه هایشان را از دیگر افراد تامین نموده اند و از سپارشگاه دانش فقط برای تکمیل آنچه از افراد شنیده اند استفاده کرده اند.
ماخذ:
Desouza, K., Y. Awazu, et al. (2006). "Factors governing the consumption of explicit knowledge." Journal of the American Society for Information Science and Technology 57(1): 36-43.
با توجه به غلبه فرهنگ شفاهی در ایران، اگر تحقیقی در این زمینه صورت گیرد مطمئنا درصدهای بیشتری به پرسش از افراد بجای سیستم تعلق میگیرد. ضمن اینکه متاسفانه حتی تحصیلکردگان ما نیز با ابتدایی ترین شیوه های کاوش منابع اطلاعاتی ناآشنایند. اینجا را ببینید.
آموزش سواد اطلاعاتی به آحاد جامعه یکی از مولفه های بسیار مهم بسوی جامعه دانش- محور است. آموزش سواد اطلاعاتی به افراد موجبات استفاده موثر از دانش و اطلاعات موجود را فراهم میکند. این آموزش مثل خیلی از آموزشهای دیگر در ایران مورد غفلت واقع شده است. مقاله های فارسی مرتبط با سواد اطلاعاتی و اهمیت آن فراوان است اما اثری از اجرا در عمل نمی بینیم. جا دارد انجمن کتابداری و اطلاع رسانی ایران فعالیتهایی را در این زمینه سامان دهد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٠٠ ق.ظ روز سهشنبه ٢۳ آبان ،۱۳۸٥
نرم افزارهای مدیریت اطلاعات کتابخانه ها که خوشبختانه بیشتر کتابخانه ها در ایران از آنها استفاده میکنند امکان تولید و تحلیل داده های آماری را بسهولت فراهم کرده اند که ساده ترینش استفاده از اطلاعات بخش امانت در تشخیص میزان استفاده از منابع مختلف است.
اما متاسفانه این داده ها بندرت مورد استفاده قرار گرفته و مدیریت میشوند و عملا نقشی در تولید دانشی که به تصمیم گیری منجر شده و کارکرد کتابخانه را بهبود بخشد ندارند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٠٠ ق.ظ روز دوشنبه ٢٢ آبان ،۱۳۸٥
مقاله ای که خانم دکتر پریرخ و همکارانشان در کنفرانس ایفلای امسال ارائه داده اند، یکی از معدود مقالاتی است که اختصاصا به اشتراک دانش در کتابخانه های دانشگاهی می پردازد. در این مقاله اذعان شده است که گرچه کتابداران رویکردی مثبت به اشتراک دانش دارند، کتابخانه ها فاقد کانالهای ارتباطی موثر با مراجعانشان هستند. یکی از مثالهای خوبی که بعنوان کانال ارتباطی با مراجعان در این مقاله عنوان شده، ایجاد لیستهای پستی (میلینگ لیست) از مراجعان کتابخانه است.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٤:۱٢ ق.ظ روز جمعه ۱٩ آبان ،۱۳۸٥
کارکرد اصلی بخش مرجع کتابخانه ها ارتباط با مراجعان و پاسخگویی به نیازهای اطلاعاتی آنهاست و شاید به همین دلیل است که مدیریت دانش در این بخش مرکز توجه کتابداران بوده است. دو مقاله بطور اخص به مدیریت دانش در بخش مرجع کتابخانه ها پرداخته اند و اخیرا در مقاله زیر کاربرد ویکی ها بدین منظور مورد بررسی قرار گرفته است:
Kille, A. (2006). "Wikis in the workplace: how wikis can help manage knowledge in library reference services." LIBRES 16(1).
کاربرد سیستم های مدیریت دانش و مخصوصا تکنولوژیهای مبتنی بر گردآوری و ثبت دانش نهان افراد مثل وبلاگها و ویکی ها در کتابخانه ها نیز از دیگر موضوعاتی است که در حیطه مدیریت دانش و کتابداری مورد توجه واقع شده است.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:۱٦ ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ آبان ،۱۳۸٥
have a solid grounding in the liberal arts understand the legal system and legal profession be well informed about information and library science theory be knowledgeable about legal research and legal resources be well informed about commercial, governmental and nonprofit information providers, including internet sources be knowledgeable about information technologies be well versed in the culture and the likely future of the organization in which they work
be well versed in management of administration (Danner, 1997, pp. 9-10; cited in McGown, K. A. (2000). Knowledge management in the twenty first century: the role of the academic librarian. Education Faculty. Minnesota, University of Saint Thomas: 119p.)
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۱٦ ق.ظ روز سهشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٥
نتایج تحقیقی از دو دانشگاه آمریکا نشان داده که بیشتر دانشجویان بین ساعتهای ۱۱ شب تا ۴ صبح به مطالعه و کار دانشگاهی می پردازند. یعنی ساعاتی که کتابخانه ها معمولا تعطیلند. این مساله اهمیت دسترسی پیوسته/آنلاین دائمی (۷/۲۴) به منابع و خدمات دیجیتالی کتابخانه را نشان میدهد.
ماخذ:
Freeman, G.T., The Library as Place: Changes in Learning Patterns, Collections, Technology, and Use, in CLIR reports. 2005, CLIR.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٠٠ ق.ظ روز سهشنبه ٢۸ شهریور ،۱۳۸٥
ببینید چقدر نظرات کاربران/مشتریان برای سازمانها اهمیت دارد. یک کتابخانه دانشگاهی که همه ساله پرسشنامه های نظرسنجی را در مورد خدمات و منابع کتابخانه به دو صورت چاپی و آنلاین توزیع میکند و برای تشویق دانشجویان به پر کردن آن، وعده جایزه میدهد، امسال روش دیگری را نیز برای شنیدن نظرات کاربران در مورد وب سایت کتابخانه بکار گرفته است. همانطور که در
اینجا می بینید از دانشجویان دعوت شده تا در ازای دریافت ۶۰ دلار در یک مصاحبه گروهی (فاکس گروپ) دو ساعته شرکت نموده و نظرات خود را در مورد وب سایت کتابخانه و توقعاتی که از آن دارند بیان کنند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٧:٥٦ ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ شهریور ،۱۳۸٥
گوش سپردن مهارتی است که همه افراد واجد آن نیستند. حتما برای شما هم پیش آمده که بعد از نطقی طولانی دریابید مخاطب یا مخاطبانتان در افکار دیگری غوطه ور بوده اند. (برای معلمها احتمالا زیاد پیش آمده
) یا اینکه همزمان که ظاهرا به شما گوش میداده اند مطالبی را که میخواسته اند به شما بگویند در ذهنشان آماده میکرده اند.
آقای سعادت مدیر ارشد شرکت بین المللی ای.ا.اس رمز موفقیت شرکتشان را در گوش فرا سپردن به مشتریان و کشف نیازهای آنها از خلال گفتگو میداند. شرکت ای.ا.اس سیستمهای یکپارچه مدیریت دانش برای کتابخانه های تخصصی (شرکتی) طراحی میکند.
متن مصاحبه با آقای سعادت را اینجا بخوانید.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:۳٦ ق.ظ روز پنجشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٥
زنده یاد هوشنگ ابرامی در کتاب « شناختی از دانش شناسی » شان که بعد از قریب به سی سال همچنان کتاب درسی دانشجویان کتابداری است، کتابداری را «دانش شناسی» نامیدند.
گویا از همان زمان ایشان پیش بینی نموده بودند که زمانی میرسد که «کتاب» با موجودیت فیزیکی خود، فقط یکی از هزاران محمل اطلاعاتی است و بنابراین عنوان «کتابداری» برای حرفه ای که به سازماندهی و اشاعه اطلاعات صرفنظر از محمل آنها می پردازد، محدود کردن آن در حصار کتابخانه سنتی است. باتلر در سال ۱۹۵۱ مینویسد: «وظیفه کتابداران اعتلا و گسترش خرد فردی و جمعی است.» و مبرهن است که خرد محصور در حصار کتاب و منابع چاپی نیست.
تحولات تکنولوژیکی و شبکه جهانگستر وب، حرفه کتابداری را به مدیریت اطلاعات/اطلاع رسانی و اکنون مدیریت دانش سوق داده است و به همین دلیل است که بیشتر کتابخانه ها به مرکز دانش تغییر نام داده اند و مراکز آموزشی کتابداری، عناوین اطلاعات و دانش را جایگزین کتابداری نموده اند تا بیانگر نقشها و وظایف جدید کتابداران و اطلاع رسانان در عصر جدید باشند.
در انتشارات علمی کتابداری هم شاهد رویکردی به جایگزین کردن دانش بجای اطلاعات هستیم. نتیجه تحقیق گو* نشان میدهد که مقالات با موضوع مدیریت دانش گوی سبقت را از مقالات مدیریت اطلاعات ربوده اند. مدیریت دانش پارادایم جدید حرفه کتابداری است.
آقای داریوش علیمحمدی نیز در ایمیلشان به گروه بحث که منجر به این پست شد مقاله زیر را بعنوان شاهدی بر این مدعا ذکر کرده اند:
Redefining Information Science: From "Information Science" to "Knowledge Science""
*ماخذ:
Gu, Y. (2004). "Information management or knowledge management? an informetric view of the dynamics of Academia." Scientometrics 61(3): 285-299.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٧:٤۱ ق.ظ روز پنجشنبه ٩ شهریور ،۱۳۸٥
Growth for the sake of growth is the ideology of the cancer cell
By Edward Abbey
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٢:٠٧ ب.ظ روز چهارشنبه ۱ شهریور ،۱۳۸٥
در مقاله زیر، نویسنده خدمات مرجع گوگل را با کتابخانه مقایسه کرده است:
Google Answers در آوریل ۲۰۰۲ آغاز بکار کرد. در این سایت در ازای پرداخت پول میتوانید پاسخ سوال خود را دریافت نمایید. هزینه را فرد سوال کننده تعیین میکند که میتواند بین ۲ تا ۲۰۰ دلار باشد. اگر از پاسخی که گرفته اید راضی نبودید پول شما با کسر ۵۰ سنت برگردانده میشود. گوگل ادعا میکند که بیش از ۵۰۰ محقق آماده پاسخگویی به سوالات شما در ۲۴ ساعت شبانه روز هستند. ۲۵ درصد از حق الزحمه ای که دریافت میشود نصیب گوگل میشود. بدیهی است که کیفیت پاسخگویی بستگی به مبلغ پیشنهادی پرسش کنندگان دارد.
خدمات مرجع گوگل را با خدمات مرجع کتابخانه مقایسه کنید. در کتابخانه، پاسخ کتابداران مرجع رایگان است و بنابراین کیفیت پاسخگویی یکسان است. اما مراجع کتابخانه معمولا به پاسخی که از طرف کتابدار مرجع به او داده شده قانع میشود و مودبتر از آنست که نارضایتی خود را از پاسخی که گرفته است اعلام کند.
von Retzlaff, L. (2006). "E-commerce for library promotion and sustainability: how library technicians can market themselves and their library's services online." The Australian Library Journal 55(2): 102-129.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٤۱ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٥
راز فراگیری گوگل در سادگی ظاهر آن و آسانی استفاده از آن است. یک صفحه سفید شامل دقیقا ۳۷ کلمه. نتایج کاوش بصورت هیچ عنصر اضافی نمایش داده میشوند. آگهی ها در ستون جداگانه ای قرار گرفته اند. امروزه کتابخانه ها نیز طراحی صفحات کاوش ساده شبیه به گوگل را برای کتابخانه های خود در نظر میگیرند. نمونه اش کینتیکا فهرستگان کتابخانه ملی استرالیاست که با پیش زمینه سفید و کمترین رنگ و گرافیک طراحی شده است.
از:
von Retzlaff, L. (2006). "E-commerce for library promotion and sustainability: how library technicians can market themselves and their library's services online." The Australian Library Journal 55(2): 102-129.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:۱٢ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٥
اصطلاح بالا در دنیای بیزنس کاربرد دارد و به کسب و کاری اطلاق میشود که هویت فیزیکی دارد. یعنی مشتریان باید به فروشگاه مربوطه مراجعه کرده، کالا را ببینند و خرید نمایند. معادل بریتانیایی آنHigh Street shops
clicks and mortar به کسب و کاری اطلاق میشود که دارای هر دو خدمات فیزیکی و آنلاین است. یعنی برای خرید کالا هم میتوان به مکان فیزیکی آنها مراجعه نمود و هم از طریق اینترنت اینکار را انجام داد.
dotcom به شرکتها و کسب و کارهایی اطلاق میشود که از ابتدا بصورت آنلاین پا به عرصه وجود گذاشته اند. مثل بزرگترین کتابفروشی اینترنتی یعنی آمازون
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٥٢ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٥
سرچ ریج به عصبانیت ناشی از ناکامی در بازیابی اطلاعات موردنیاز از اینترنت اطلاق میشود. مطالعات نشان میدهد که متوسط زمان برای دچار شدن به سرچ ریج ۱۲ دقیقه است. یعنی اکثر افراد پس از ۱۲ دقیقه صرف وقت برای کاوش اینترنت و عدم بازیابی اطلاعات موردنیاز به این حالت دچار میشوند.
موتورهای کاوش اینترنت مثل گوگل، در کمترین زمان ممکن اطلاعات مرتبط با کلیدواژه های کاوش شما را در چندین صفحه لینک عرضه میدارند ولی اینکه از بین اینهمه اطلاعات کدام معتبر و مرتبط با نیاز اطلاعاتی شماست کاری وقتگیر است و سرچ ریج را سبب میشود.
کتابخانه ها و بانکهای اطلاعاتی با سازماندهی علمی اطلاعات، دقت کاوش را افزایش میدهند. کتابداران میدانند که چه وقت باید در کتابها به جستجو پرداخت، کی سراغ بانکهای اطلاعاتی رفت و حتی کی گوگل را کاوش نمود. (سلینگو ۲۰۰۴)
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٤۳ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ،۱۳۸٥
وبلاگها از نظر اشتراک دانش بی نظیرند. در بین وبلاگهای جورواجور یک دسته وبلاگها هستند که توسط ایرانیانی که به کشورهای مختلف مهاجرت کرده اند ایجاد شده اند. برخی از این وبلاگها اطلاعات ذیقیمتی درباره زندگی در آن کشور خاص با توجه به فرهنگ ایرانی ارائه میدهند و میتوانند راهنمای بسیار خوبی برای دیگرانی که قصد مسافرت و یا اقامت به آن کشور را دارند باشند. این امکان به برکت وبلاگها بوجود آمده است و قبلا بسختی میتوانستید اطلاعاتی چنین به روز و با جزئیات پیدا کنید. از این نمونه وبلاگ
مهاجر استرالیا است که اصلا به قصد اطلاع رسانی به افرادی که در حال مهاجرت به استرالیا هستند ایجاد شده است و از ریز و درشت اطلاعات زندگی در استرالیا را ارائه میدهد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٧:۱٩ ق.ظ روز جمعه ٢٠ امرداد ،۱۳۸٥
قانون سوم رانگاناتان میگوید: هر کتابی خواننده اش
یعنی اینکه هر کتاب/منبع اطلاعاتی باید خواننده خود را بیابد. کتابها قادر نیستند خواننده برای خود پیدا کنند. این وظیفه کتابداران است که کتابها را با خوانندگان پیوند دهند. سرمایه گذاری برای منابعی که استفاده نشوند سرمایه گذاری مرده است.
not to be touched is a sin for a book
و ترجمه وطنی اش بقول دوستی: خمس و زکات کتاب، خواندنش است.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٢:۱٥ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٥
اینهم جمله هایی که در کتابخانه های مدرن و پیشرفته از کتابداران شنیده میشود:
- کمک میخوای؟
- اینم اطلاعات/منابعی که دنبالش می گشتی
- من اینجام که کمکت کنم
- بذار منابعی رو که نداریم از مراکز دیگه برات تهیه کنم
- اینا آخرین منابع رسیده به کتابخونه اند
- این خدمات اطلاعاتی جدید از دیروز شروع شده. میخوای استفاده کنی؟
- اینها آخرین مقالات تحقیقی در موضوع مدنظر شما هستند. مایلید ببینیدشان؟
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٢:٠۱ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٥
در مقاله ای که مشخصات آن در ذیل آمده عنوان شده که برای دانش مدار کردن کتابخانه ها بیش از هر چیز باید فرهنگ آنها را بسمت فرهنگ تجاری سوق داد. البته فرهنگ تجاری را معادل
Corporate culture ترجمه کرد ه ام. بطور کلی منظور، اشاعه همان فرهنگی است که سازمانها و شرکتهای انتفاعی برای نیل به اهداف خود پیاده کرده اند. مثلا برخورد توام با احترام و تواضع با مشتریان بمنظور جذب آنها و در نهایت فروش محصولات. از نظر نویسندگان مقاله تکنولوژی بدون تغییر فرهنگ منشا اثر در کتابخانه ها نخواهد بود.
مقایسه جالبی بین کتابخانه هایی که فرهنگ تجاری در آنها نهادینه شده است با کتابخانه های سنتی و عقب مانده از نظر برخورد با مراجعان صورت گرفته که در ذیل می آورم:
جملات زیر نمونه پاسخهایی است که مراجعان کتابخانه هایی که مراجع ستیز باآن روبرویند (نویسندگان البته کتابخانه ای از کشور هند را مثال زده اند اما جمله های زیر بی شباهت به پاسخهایی که برخی کتابخانه های وطنی خودمان هم میدهند نیست.)
- فردا بیا
- بذار ببینم
- از یکی دیگه بپرس
- من نمیدونم
- از یک کتابخونه دیگر بگیر
- من وقت ندارم
- من خسته ام
- مدرک مورد نظر شما در کتابخانه موجود نیست
- یکساعت صبر کن
نمونه پاسخهای کتابخانه های پیشرفته را در پست بعدی بخوانید.
Panda, K.C.; Mandal, Manik (2006). Corporate culture in libraries and information centers to promote "knowledge-based business" in IT era. Library management, Vol.27, No.6-7, pp.446-459.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱:٥٧ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٩ امرداد ،۱۳۸٥
<شوراي كتاب كودك> جاي عجيبي است؛ جايي كوچك كه آدمهايي بزرگ براي بچهها كار ميكنند. يكي از چهرههاي شاخص شورا- منصوره راعي- رفته است و جاي خالياش آن قدر بزرگ است كه براي توصيفش بايد به سالهاي پيش برگرديم.
سال 1341 را به قول محليها بايد طلا گرفت. در چنين سالي است كه يكي از اولين و بادوامترين NGO هاي سطح كشور در حوزه ادبيات كودك و نوجوان به نام شوراي كتاب كودك شكل ميگيرد. ميرهادي، انصاري و ... قطعا ناگفتههاي زيادي از آن سالها و سالهاي قبل و بعدش دارند: شكلگيري اولين NGO تاريخ ادبيات كودك و نوجوان و همدليو همراهي جمعي كوچك كه به فكر كارهاي بزرگ براي كودكان و نوجوانان ميافتند. من ميخواهم از منصوره راعي بگويم كه حضورش در چنين جايي صميميتي مضاعف و جادويي ايجاد ميكرد و يكي مثل من شايد براي كشف راز اين همه آرامش، به نوشتن براي كودكان روي آورد.
براي من كه دلمشغول گونههاي نو در ادبيات كودك بودم، شخصيت چندبعدي او بسيار راهگشا بود و حمايت او از آثار متفاوت خارجي و داخلي عليرغم سن و سالش بسيار جالب بود. گاه گداري هم اگر نظرات مغايري داشت قابل ديالوگ بود و نوع تعاملش به گونهاي بود كه از پشت كوه آمدهاي مثل من هم رودررويش قرار ميگرفت و به راحتي اظهار فضل و كرامات ميكرد. اين كشف شايد از ارتباط با اين بزرگوار براي من شكل گرفت كه ويژگي عمده آدم باهوش،مخفي كردن هوش و به تعبيري به رخ نكشيدن آن است...
سالها تجربه معلمي، استادي دانشگاه، ترجمه و ويراستاري و مشاوره براي بسياري از موسسات را در چنته داشت و همين طور افتخاري بزرگ چون دو دوره عضو هيات ژوري <اندرسن> بودن را (سالهاي 1988 و 2000) با اين حال ابتدا با زاويهاي از روحش ارتباط برقرار ميكردي و بعد خواستار نقد و نظري ميشدي تا در گوشهاي از دنياي علم و تجربهاش تو را سهيم كند.
هيچگاه نميتوانستم از ظاهر آرام و مهربانش پي به دنياي پرمشغله و چندوجهياش ببرم. حتي زماني كه با مرگ دستوپنجه نرم ميكرد و شيميدرماني پروبالش را ريخته بود، هيچگاه عجز و نالهاي از ايشان نديدم و از آخرين كتابم كه برايش فرستاده بودم حرف ميزد و جالب آنكه در يكي از اين ديدارها و در چنين شرايط روحي به من پيشنهاد نوشتن كتابي در قالب طنز را داد و ذكر اين نكته كه ما از لحاظ شفاهي ملتي بذلهگو و شوخطبع هستيم ولي از لحاظ آثار مكتوب تا حدي خشك و عبوس.
بزرگي از طايفه كودكها رفته است كه به قول فرشته ساري: <جاي خالياش/ دندان شيري افتادهاي است/ كه كناره هر رويا/ در آن گرفتار ميشود.>
مطلب بالا را احمد اکبرپور نویسنده کودک و نوجوان در سوگ استاد بزرگوارم شادروان منصوره راعی نوشته اند. لینک
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٥:٢۱ ق.ظ روز سهشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٥
نخستين همايش دانشجويي كتابداري و اطلاعرساني دانشگاه علوم پزشكي دانشگاه شهيد بهشتي با عنوان "مباني حرفه كتابداري و اطلاعرسانی در ايران" در آذرماه سال 1385 برگزار میشود. شما دوستداران دانش را فرا مي خوانيم تا با تهيه مقاله هاي پربار در زمينه هاي زير، در اين حركت سازنده علمي مشاركت كنيد. (حرفه كتابداري: گذشته، حال، آينده -فن، هنر و علم كتابداري و اطلاعرساني -انجمنهاي كتابداري و اطلاعرساني -آگاهيهاي اجتماعي كتابداران-كتابداران و مديران غير كتابدار -ارزشيابي كار كتابداران و اطلاعرسانان-انگيزشها و علايق دانشجويان امروز و كتابداران فردا-كتابداران و اطلاعرسانان تجربي -تكنولوژي اطلاعات و حرفه كتابداري و اطلاعرساني)
دوستانی که مایل به شرکت و ثبت نام در همایش هستند می توانند با ارسال ایمیل به آدرس انجمن کتابداری شهیدبهشتی (Sima@aryanline.com) فرم ثبت نام رو دریافت کنند.
مهلت ثبت نام و ارسال چکیده مقاله: 20 مهرماه 1385
شماره تماس و كسب اطلاعات بيشتر: 88370721 09122127431
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٥:۱٥ ق.ظ روز سهشنبه ۱٧ امرداد ،۱۳۸٥
به تجربه دریافته ام که اشتراک دانش بستگی به ویژگیهای شخصیتی افراد دارد. ممکن است مشوقها و مدیریت صحیح تا حدودی اشتراک دانش را در سازمانها تسهیل کند اما حالت ایده آل فقط با وجود افرادی در سازمان که از سهیم کردن دیگران در دانسته های خود لذت میبرند حاصل میشود. حتما در اطرافیان خود هم دیده اید که برخی ذاتا علاقه به اشتراک دانش دارند. ممکن است مسائلی بنظر ساده و پیش افتاده باشد اما در عمل برای شما بسیار مهم. مثلا طرز پخت یک غذا یا یک داروی گیاهی، اطلاع از یک آگهی استخدام یا تاسیس یک باشگاه ورزشی جدید در منطقه شما و ...نمونه اش همین امروز صبح که ایمیلی از دوستی دریافت کردم که در آن خبر از چاپ مقاله ای کاملا مرتبط با کار تحقیقم میداد. دوست ارسال کننده این مقاله از آن دسته افرادی است که یک سرند و هزار سودا. هم دانشجو هم محقق هم مولف .... و مطمئنم که خیلی سرش شلوغ است. اما چه انگیزه ای سبب میشود که علیرغم اینهمه مشغله وقتی را هم به دوست اختصاص دهد و اطلاعی دهد که حدس میزند مفید به حال او باشد. ضرب المثلی انگلیسی ها دارند که میگوید:
The more you share The more you get
توی خیلی از کارتونهایشان هم دیده ام که این مساله را ترویج میکنند. در مهدهای کودک و مدارسشان که شیرینگ از زبانشان نمی افتد. به محض اینکه کودکان بخواهند بر سر اسباب بازی یا هر چیز دیگری نزاع کنند امر به شیرینگ میشوند. بنظرم در فرهنگ ایرانی خیلی روی این مساله کار نشده. برعکس به شخصه دیده ام که مثلا برای تشویق کودک به غذا خوردن میگویند: اگه غذاتو نخوری میدیم به دوستت یا اگه لباستو نپوشی میدیم به یه بچه دیگه.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:٤٤ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٢ امرداد ،۱۳۸٥
نسبت گروههای آموزشی کتابداری به جمعیت | جمعیت | تعداد گروههای آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی | کشور |
یک به 000/200 | 20 میلیون | 10 | استرالیا |
یک به 000/470 | 33 میلیون | 7 | کانادا |
یک به 000/428 | 60 میلیون | 14 | بریتانیا |
یک به 000/590 | 295 میلیون | 50 | ایالات متحده آمریکا |
یک به 000/100 | 70 میلیون (تقریبی) | 70 (تقریبی) | ایران |
جدول بالا تعداد گروههای آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی چند کشور دنیا را به نسبت جمعیت مقایسه میکند. جالب است بدانید که در استرالیا ۱۹۱۶ کتابخانه عمومی و دانشگاهی و ایالتی و ۱۱۲۸ کتابخانه دولتی و تخصصی برای بیست میلیون جمعیت وجود دارد. برای اینهمه کتابخانه فقط ده گروه آموزشی کتابداری و اطلاع رسانی وجود دارد. برای همین است که با بحران نیروی انسانی مواجه شده اند. ۶۰ درصد از کتابداران استرالیا ۴۵ ساله و بالاترند و فقط ۱۴ درصد زیر ۳۵ سال سن دارند. نسل جوان استرالیا از این رشته استقبال نمی کند.
حالا در کشور ما برعکس است. تعداد تحصیلکردگان کتابداری بسیار بیش از نیاز کتابخانه های موجودمان است. با تجهیز دانشجویان کتابداری با مهارتهایی فراتر از آموزش سنتی کتابداری میتوان بازار کار را برای فارغ التحصیلان فراخ تر نمود.
* اطلاعات جدول (بجز ایران) از مقاله زیر که در کنفرانس آموزش کتابداری و اطلاع رسانی در آسیا و اقیانوسیه ارائه شد بدست آمده است:
Trends in LIS Education in Australia Gillian Hallam
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:۳٥ ق.ظ روز جمعه ٦ امرداد ،۱۳۸٥
آزادنويس حکايات بامزه ای از ارتباطات ايميلی با ايران نوشته که خواندنی است. منهم يادم آمد يکی اش را ذکر کنم. مقاله ای از طريق ايميل برای انتشار در يکی از مجلات داخلی فرستاده بودم. بعد از گذشت مدت زمان طولانی که خبری حتی از دريافت مقاله ندادند نااميد شدم و به مجله الکترونيکی نما فرستادمش. چندی بعد ايميلی از مجله اولی دال بر پذيرش مقاله ام برای چاپ دريافت نمودم. دوباره برای نما ايميل زدم که لطفا از چاپ مقاله من صرفنظر کنيد چون قرارست در مجله ديگری چاپ شود. جواب دادند که اصلا چنين مقاله ای از شما دريافت نشده است
و من هم خيالم راحت شد. حالا می بينم که مقاله در نما چاپ شده است.
اما اين حکايات بامزه فقط خاص ايرانيها نيست. برای خانمی در نيوزيلند ايميل زدم و دعوتش کردم برای مصاحبه. يک ماه بعد جواب داد که اگر هنوز خيلی دير نشده مايلم با من مصاحبه کنيد. گفتم اشکالی نداره. بفرماييد چه زمانی برايتان مناسبتر است؟ دوباره يک ماه بعد جواب داد که امروز و فردا مشکلی ندارم برای مصاحبه
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۱٧ ق.ظ روز پنجشنبه ۱٥ تیر ،۱۳۸٥
از نظر نريدا هارت که مدير دانش يک سازمان دولتی عظيم است، تحصيلات نقش چندانی در احراز پست مديريت دانش ندارد. او که خود مدرک کارشناسی کتابداری دارد ميگويد: از همه مهمتر طرز فکر افراد است. مديريت دانش به افرادی نياز دارد که از تغيير نهراسند و دائما در حال يادگيری باشند. در سازمان آنان کليه اعضای تيم مديريت دانش را کتابداران تشکيل ميدهند و کتابخانه قلب مديريت دانش است. ميگويد: کتابخانه ها يعنی افراد نه کتابها. ما منتظر نمی مانيم تا افراد بسراغمان بيايند. خودمان بسمت آنها ميرويم.
کتابدار/مدير دانش ديگری ميگفت ما در کتابخانه ارتباطی بسيار صميمانه و نزديک با کارمندان داريم. آنها ترجيح ميدهند ناهار خود را حين مرور روزنامه ها در کتابخانه صرف کنند. بهترين ساعات ما همان وقت ناهار است که آنها با هم گپ و گفتگو ميکنند و دانش خود را به اشتراک می گذارند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٢:٠۳ ب.ظ روز سهشنبه ۱۳ تیر ،۱۳۸٥
بعنوان بخشی از کار تحقيقم، با کتابدارانی که مدير دانش سازمانشان شده اند مصاحبه می کنم. هدف از اين مصاحبه ها، پی بردن به نقش و وظايف اين مديران در سازمان و اينکه چه توانايی های خاصی داشته اند که به آنها کمک کرده وارد اين وادی شوند و ... است. اطلاعات جالبی تا حالا جمع آوری کرده ام. ولی نکته ای که در بيشتر اين گفتگوها به آن برخوردم ويژگيهای شخصيتی اين کتابداران منجمله اعتماد بنفس و خود را دست کم نگرفتن است. هفته گذشته با کتابداری که مدير دانش يک شرکت حقوقی بود گفتگو ميکردم. ميگفت برای مصاحبه شغلی رفته بودم. تا آنموقع اصلا اسمی از مديريت دانش به گوشم نخورده بود ولی خودم را نباختم. با حضور در يک کنفرانس و مشورت با افراد و خواندن چند مقاله دريافتم که مهارتهای کتابداری من کاملا مرتبط با حوزه مديريت دانش است گرچه از واژگان متفاوتی استفاده ميکنم. طرحی برای مديريت دانش شرکت به آنها ارائه دادم که مورد پذيرش واقع شد و مشغول بکار شدم. ميگفت بايد با هر فردی با واژگان خودش صحبت کرد. مهارتها و توانايی هايمان را بايد به زبانی که برای محل کارمان قابل درک و ارزشگذاری است بيان کنيم. ميگفت اسم کتابخانه را بطور کل برداشته ايم و هويت فيزيکی کتابخانه جزو مرکز دانش (نالج سنتر) شده است. در عناوين پستها هم اثری از کتابداری باقی نگذاشته ايم چرا که قشر حقوقدان به اين واژه ارزش نميدهد و تفاوت حقوقی کتابدار و مدير دانش - عليرغم اينکه نوع کار يکيست- از زمين تا آسمان است. در اين باره بيشتر خواهم نوشت.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۱٤ ق.ظ روز جمعه ٢ تیر ،۱۳۸٥
در پاورپوينتی از خانم مکنايت که درباره تغيير ماهيت کتابخانه های دانشگاهی است به ترکيب جالب آمازوگل (آمازون و گوگل) بعنوان رقيب خارجی کتابخانه ها اشاره شده است. در سازمانهای انتفاعي، مديريت دانش برای بقای سازمان در مواجهه با رقبا بکار گرفته ميشود. در کتابخانه ها اما مساله فرق ميکند. رقابت با ديگر کتابخانه ها هدف نيست. رقبای کتابخانه رقبايی از جنس همين آمازون و گوگل هستند. به ياد داشته باشيم که برای افراد تفاوتی نميکند که اطلاعات موردنظرشان را از کتابخانه بگيرند يا از اينترنت. هر کدام خدمات بهتر و سريعتری ارائه دهد مورد توجه قرار ميگيرد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٢:٤۱ ب.ظ روز پنجشنبه ٤ خرداد ،۱۳۸٥
در تحقيقی که به بررسی مقاله های منتشر شده از نويسندگان آسيا و اقيانوسيه در حوزه کتابداری بر اساس ۲۰ مجله اول کتابداری و اطلاع رسانی نمايه شده در نمايه های موسسه اطلاعات علمی پرداخته نتايج ذيل بدست آمده است:
-
فقط ۲۸ درصد از مقالات تک نويسنده بوده اند و بقيه بيش از يک نويسنده داشته اند که نشان از همکاری قوی بين نويسندگان دارد. مشارکت علمی در دهه اخير افزايش داشته و از ۵۹.۷ درصد برای دوری ۱۹۷۳ تا ۱۹۹۴ به ۷۸.۵ درصد برای دوره ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۵ افزايش يافته.
-
بيشترين مشارکت علمی بين کشورهای استراليا و چين- چين و سنگاپور- استراليا و نيوزيلند بوده است.
-
بيشترين مقالات از کشورهای استراليا- چين- کره جنوبی- تايوان- سنگاپور- ژاپن- نيوزيلند- مالزی- تايلند و فيلیپين بوده است.
ماخذ:
Taemin Kim Park (2006). Authorship from the Asia and Pacific Region in Top Library and Information Science Journals, Presented in A-LIEP conference
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٧:٢٠ ق.ظ روز جمعه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥
هم اکنون کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی در ۴۵ دانشگاه آمريکا ارائه ميشود. واحد درسی مديريت دانش در ۱۰ دانشکده کتابداری آمريکا ارائه ميشود.
برخی از دروس جديد ديگری که به برنامه کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی آمريکا وارد شده اند عبارتند از:
-
کتابخانه های ديجيتالی
-
طراحی وب سايت
-
شبکه های کامپيوتری/اينترنتی
-
ديجيتالی کردن
-
معماری اطلاعات
-
هوشمندی رقابتی
-
قوانين و پاليسی سايبراسپيس
-
تعامل انسان و کامپيوتر/تعامل انسان-سيستم
-
متاديتا
-
امنيت شبکه های کامپيوتری
-
خدمات مرجع اينترنتی
-
رفتار اطلاع يابی
-
چند رسانه ايها
-
ايکس.ام.ال/جاوا/سی/زبانهای اسکریپت
-
نشر ديجيتالی
-
پردازش زبان طبيعی
-
تجارت الکترونيکی
-
مصورسازی
-
داده کاوی
-
فراتر از گوگل
-
Usability
-
Distributed systems
-
User interface
لازم به ذکر است که اکثر اين واحدهای درسی اختياری هستند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٦:٥٤ ق.ظ روز جمعه ٢٩ اردیبهشت ،۱۳۸٥
لويت و چوا *در مقاله خود به اهميت به آموزش رهبری (ليدرشيپ) در کتابداری و اطلاع رسانی پرداخته اند و اذعان داشته اند که متاسفانه در سيستم فعلی آموزش کتابداری در آسيا توجهی به عنصر رهبری نشده است. آنان مينويسند:
آموزش فعلی کتابداری از عناصر ارتباطی و الهامی که برای آموزش رهبری ضروری هستند غفلت ورزيده است. ارائه سرگذشتنامه های بزرگان کتابداری در آموزش کتابداری گامی بسوی پر کردن اين خلا است. شرح حالها عنصر اوليه شناختی انسانند. در حاليکه ديگر حرفه ها کم و بيش فعالانه زندگينامه قهرمانان خود را جستجو می کنند، در حوزه کتابداری چنين چيزی اتفاق نيفتاده است. اين مشکل در کتابداری منطقه آسيا بيشتر مشهود است.
از رانگاناتان:
کمتر کسی است که کتابداری خوانده باشد و رانگاناتان و پنج قانون معروف کتابداری اش را نشناسد. رانگاناتان به معنای واقعی عاشق حرفه بود. او که ابتدا رياضيدان بود و بعد کتابدار شد، برای تحصيل در رشته کتابداری از هند عازم بريتانيا شد. در طول اين سفر دريايی خود، کتابخانه کشتی را بر اساس طرح رده بندی که در ذهن داشت سامان داد. رانگاناتان دارايی های خود را برای اعتلای حرفه کتابداری اهدا نمود. عشق به حرفه در دنيای ماشينی امروز بسيار کمرنگ شده است.
پی نوشت ۱: بزرگان کتابداری ايران را دريابيم. آنها بهترين سالهای عمر خود را بی چشمداشت و فقط با عشق وقف حرفه کرده اند. کسی خبر دارد آيا سرگذشتنامه ای از اين بزرگان و خدماتی که به حرفه داشته اند نوشته شده يا نه؟
پی نوشت ۲: کلمه بزرگان را بعنوان معادل Giants آورده ام. کسی معادل بهتری سراغ ندارد؟
*Luyt, B; Chua, A. (2006). In search of giants: fostering leadership education in LIS. In proceedings of the Asia-Pacific conference on library and information education & practice 2006, p. 628-633
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۱٤ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ اردیبهشت ،۱۳۸٥
Knowledge Mobilization: New Challenges for Information Professionals
مقاله بالا در کنفرانس A-LIEP ارائه شد. در اين مقاله پروفسور پيتر کين بين مديريت دانش و سيال کردن دانش تمايز قائل شد. او با اشاره به گزارش کميته ۱۱ سپتامبر، تفاوت بين مديريت دانش و سيال کردن دانش را تصوير نمود. در اين گزارش اذعان شده که اطلاعات درباره احتمال حمله ۱۱ سپتامبر موجود بود اما هيچکس برای جلوگيری از اين حمله اقدامی ننمود. وی تاکيد نمود که دانش نه تنها بايد مديريت شود بلکه بايد به حرکت در آيد. سيال نمودن دانش چالشی نوين برای اصحاب حرف اطلاعاتی است.
پی نوشت برای فريبا: دوست مهربونم فريبا خانم گل که تازه فهميدم اينجا رو ميخونی خيلی دوستت دارم. ياد خنده هامون سر کلاسها با اون يکی مريم، ياد بستنی خوردنهامون، ياد بدو بدو دويدنهامون توی نمايشگاه کتاب و ياد همه خاطرات خوشی که طی اين دوستی ده ساله باهات داشتم بخير.
وجود دوستان باصفايی مثل تو دلگرم کننده است.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:٢۳ ق.ظ روز جمعه ٢٢ اردیبهشت ،۱۳۸٥
امروزه وبلاگها هم بعنوان يکی از منابع اطلاعاتی شناخته ميشوند. در مقاله يا ديگر آثار تاليفی خود ممکن است به مطالب وبلاگها هم استناد کنيم. شيوه استناد به وبلاگ (بر اساس دستورالعمل هارواد) چنين است:
در متن:
روزنامه نگاری آنلاین به دمکراسی کمک می کند (شکرخواه ۱۳۸۵)
در فهرست مآخذ:
شکرخواه ۱۳۸۵، "درباره روزنامه نگاری آنلاين"، وبلاگ دات، ۲۸ فروردين، بازديد شده در ۱۰ ارديبشهت ۱۳۸۵.http://younesspace.blogspot.com/2006/04/blog-post_114623277453181315.html
يک نکته ديگر در استناد:
ممکن است در اثری، نقل قولی از نويسنده ديگری ذکر شده باشد. اگر بخواهيد به آن نقل قول در نوشته خود استناد کنيد بايد بعد از ذکر مطلب، در پرانتز اسم نويسنده مطلب و سال انتشار آنرا آورده و سپس کاما آورده و بعد از کاما مشخصات منبعی که نقل قول را از آنجا آورده ايم ذکر کنيم. در فهرست مآخذ ذکر مشخصات منبع دوم لازم نيست. به مثال ذيل توجه کنيد:
اطلاع رسان، کتابداری است که کارش را خوب انجام ميدهد (شرا ۱۹۷۲، استناد شده در حری، ۱۳۷۴).
در مثال بالا، به نقل قولی از جس شرا که در کتاب دکتر حری به آن برخورده ايم استناد کرده ايم. در فهرست مآخذ، ذکر مشخصات کتاب شرا لازم نيست.
راهنمای کاملی از شيوه استناد (به روش هاروارد) به انواع منابع اطلاعاتی را در اينجا ببينيد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:٠۳ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳ اردیبهشت ،۱۳۸٥
دکتر حری با آن نگاه ژرفش به مسائل در هر مقاله و سخنرانی اش ايده جديدی را مطرح ميکند. اين بار در سخنرانی شان در اهواز به کاربران کتابخانه بعنوان ضلع سوم مديريت دانش در کتابداری پرداخته اند. نکته ای که تاکنون مورد غفلت قرار گرفته است. واقعا چقدر ما در کتابخانه هايمان به گردآوری دانش کاربران و استفاده از آن در بهينه سازی خدماتمان استفاده کرده ايم؟ چقدر باب تعامل و ارتباط نزديک با مخاطبان را ايجاد کرده ايم؟ حداکثر اين بوده که با توزيع پرسشنامه به بررسی ميزان رضايت کاربران پرداخته ايم.کتابخانه ها امروزه با روشهای متعدد با کاربران خود ارتباط برقرار ميکنند و از ابزارهايی مثل وبلاگها و صندوقهای پيشنهادات الکترونيکی کتابخانه علاوه بر روشهای حضوری و مکاتبه ای سنتی برای برقراری ارتباط با کاربران استفاده می کنند. اما بنظر من هيچ روشی موثرتر از برخورد رو در رو با مخاطب نيست. يادم است زمانی که در ميز امانت کتابخانه مشغول بکار بودم ايده هايی بسياری از مراجعان گرفتم. سوالاتی که مطرح ميکردند و خدماتی که طلب مينمودند باعث ميشد در فعاليتها تجديد نظر کنيم.
سخنرانی دکتر حری عزيز را که خدا سلامتشان بدارد آقای اصنافی مثل هميشه بزرگوارانه زحمت کشيده و به گروه بحث کتابداری ارسال نموده اند. قسمتی از آن را در پايين آورده ام:
اما نکته مهم دیگر، وجه سوم است. ضلع دیگر مثلث است و آن کاربران هستند. ما چطور می توانیم دانش کاربران کتابخانه را کنترل کنیم؟ ما دو نوع دانش نهان داریم. ما مجموعه و پرسنل کتابخانه و نیز کاربران را در اختیار داریم. دانش نهان متعلق به کتابدار و کاربر است. دانش عیان هم مجموعه کتابخانه است. از دید معرفت شناسی، دانش کتابدار دانشی کارکردی است. وی فراگرفته چگونه برای بهینه سازی منابع دانش خود را به کار بگیرد. دانش کاربر در عین حالیکه دانش نهان است دانش کاربستی است. وی می آموزد که چگونه از اطلاعات استفاده کند. نکته اساسی این است که در کتابخانه مدیریت دانش سه گانه کتابخانه چگونه بر دانش کاربستی کاربران مدیریت می کند؟ کتابخانه آموزش چگونگی بهره گیری از کتابخانه را برعهده دارد. وقتی به کاربر می آموزید که چگونه می تواند از ابزارهای کتابخانه استفاده کند در واقع پیشداشته های وی را دستکاری می کنید. هر نوع آموزشی برای رویارویی با یک پدیده به منزله دستکاری در دانش استفاده کننده است. مسیر استفاده از منابع را به وی نشان می دهید. حتی این امر در چگونگی استفاده از موتورهای کاوش صادق است. ما زبان سیستم را به زبان کاربر تبدیل می کنیم. در بسیاری از مواقع تلاش می کنیم که زبان کاربر را به زبان سیستم نزدیک کنیم. در کتابخانه های غرب، سرعنوانهای موضوعی روی تمام برگه های برگه دان وجود داشت. به خاطر اینکه می خواستند به کاربر بگویند که اگر تو میخواهی از این برگه دان به درستی استفاده کنی این زبان سیستم کتابخانه است. پس در دانش کاربر دستکاری کرده ایم برای اینکه با سیستمی که قرار است از آن بهره گیری کند بهتر ارتباط برقرار نماید. ما فضای دلپذیر در کتابخانه فراهم می کنیم. بحث این است که باید روی خوش به کاربر نشان دهیم، با او دوستانه رفتار کنیم، لحنمان اهانت آمیز نباشد که همه اینها به این معناست که ما درصدد حفظ ارتباط کاربر با کتابخانه هستیم و قصد نداریم که او را از دست بدهیم. تلاش کتابخانه این است که همواره کاربران خود را زیاد کند و رضایت آنها را از کتابخانه بالا ببرد. تمام این فعالیتها در جهت مدیریت کاربران است. بنابراین باید به خاطر داشته باشیم که ضلع سوم مدیریت دانش در کتابداری، کاربران هستند که با نبود آنها این مثلث بی معناست. آنچه با کاربر انجام می شود احسان نیست. این کار بخشی از حرکت مدیرانه دانش به معنای واقعی در رشته ماست. اگر اینگونه بیندیشیم هرگز مجموعه یا کارکنان یا کاربران را بر دیگری ترجیح نمی دهیم و هر سه در مدیریت دانش مدنظر به طور مساوی قرار می دهیم. مثلث هرگز با یک یا دو ضلع، کامل نمی شود.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٠٥ ق.ظ روز پنجشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٥
الان به اتفاق دوست عزيزم افسانه حاضری در سنگاپور هستيم. کشوری (شهری) بسيار زيبا، تميز و سرسبز با ساختمانهای برافراشته و هوايی که ما را ياد ولايت می اندازد چون گرم و شرجی است. البته گرمايش قابل تحمل است. سنگاپور چون نزديک استواست کشوری تک فصله است. ۲۵ درصد جمعيت سنگاپور مسلمان هستند. اينجا هم بنظر ميرسد وطن دوم چينی هاست. هر جا می چرخی چينی می بينی. برای ارائه مقاله ای در کنفرانس آموزش کتابداری در آسيا و اقيانوسيه آمده ايم. اسم چند نفر از دوستان ايرانی از جمله خانم باقری از دانشگاه الزهرا و آقای صياميان و همکارانشان از دانشگاه مازندران را هم در فهرست مقالات کنفرانس ديده بودم ولی هنوز که توفيق زيارتشان را نداشته ايم. خانم هاجر صفائيه که دانشجوی فوق ليسانس کتابداری در دانشگاه مالزی هستند هم برای ارائه مقاله شان آمده اند که از ديدنشان بسيار خوشحال شديم. بيشتر مقالات حول موضوع روند آموزش کتابداری در کشورهای مختلف از جمله چين- ژاپن- نيوزيلند- استراليا- تايلند- کويت- سنگاپور- هند- تايوان- مالزی- پاکستان و ... است. بنظر ميرسد که بيشتر مشکلاتی که کشورهای آسيايی در آموزش کتابداری با آن روبرويند کمابيش مشابه مشکلاتی است که در ايران وجود دارد. از جمله تاکيد بيش از حد بر سيستم سنتی آموزش کتابداری و مسائل مربوط به اشتغال فارغ التحصيلان کتابداری. برخی مقالات از جمله مقاله ما هم مربوط به آموزش مديريت دانش برای کتابداران و اطلاع رسانان بود.
يکی از نکات جالب کنفرانسها، ديدار با نويسندگانی است که از مقالاتشان استفاده کرده ايد. آقای کونيگ که مقالات بسيار و دو کتاب در زمينه مديريت دانش برای کتابداران و اطلاع رسانان به رشته تحرير در آورده از آن جمله بود. البته بنظرم بخاطر معروفيتشان به کنفرانس دعوت شده بودند و من احساسم اين بود که حرف جديدی غير از آنچه در مقالات قبلی شان خوانده بودم و يکی اش را هم ترجمه کرده ايم نداشتند. به مسائلی مثل ماندگار بودن مديريت دانش و اهميت آموزش در موفقيت پروژه های مديريت دانش و نقش مهم کتابداران و اطلاع رسانان در مديريت دانش خارج از سازمان اشاره کردند.
ديدار آقای سجاد الرحمن از دانشگاه کويت و آقای عبدالستار چالدهری پاکستانی الاصل که در دانشگاه سنگاپور هستند و ما از مقالاتشان استفاده کرده بوديم نيز جالب بود. سن و سالی ازشان گذشته و خيلی مرا را به ياد دکتر حری عزيز انداختند. دکتر چالدهری از چلوکباب های خوشمزه ا ی که در هتل لاله خورده بود ياد ميکرد. دکتر کوکبی را هم بخاطر مقالاتشان در زمينه مارک می شناختند.
شب گذشته از طرف کنفرانس ما را به بازديد از کتابخانه ملی سنگاپور فراخواندند. کتابخانه ای ۱۶ طبقه و بسيار مدرن با ساختمانی شيشه ای و بسيار چشم نواز. جالب است که کتابخانه ای با اين عظمت فقط برای ۴ ميليون جمعيت است. در کتابخانه منابع به ۴ زبان اصلی سنگاپور يعنی انگليسی- مالزيايی- چينی و تاميل است. جالب است که تمام منابع موجود به هر چهار زبان در قفسه ها در کنار هم قرار گرفته اند. سيستم رده بندی هم ديويی بود. قفسه های کتابخانه و تراکهای حمل کتاب و خلاصه اکثر تجهيزات فلزی و بسيار زيبا بود. اثری از چوب در آنجا نديديم.
يک سالن بسيار بزرگ هم برای مطالعه آزاد دانشجويان و دانش آموزان با مبلهای راحت و منظره چشم نواز گذاشته بودند که خوردن و آشاميدن هم در آن آزاد بود.
از لحاظ تکنولوژی اطلاعات کتابخانه ملی سنگاپور بنظر بسيار پيشرفته می آيد. دستگاههای خودپردازی برای پرداخت حق عضويت، جريمه ديرکرد کتاب و ... تعبيه شده بود. امکان اتصال به اينترنت و انواع و اقسام امکانات ديجيتالی فراهم بود. سنگاپور در رتبه بندی آی-تی کشورها در مقام دوم دنياست. در جای جای فرودگاه اتصال رايگان به اينترنت پرسرعت فراهم بود.
ميگفتند رشد قابل توجه کتابخانه را مديون يک خير هستند که ۶۰ ميليون دلار به کتابخانه کمک کرده است. آسانسورهايی با ديوارهای شيشه ای که تمام شهر را ميتوانستی از آنجا ببينی و همينطور پله های برقی در تمام طبقات موجود بود.
در گوشه و کنار کتابخانه نشان از حفظ يادگارهای تاريخی بود. از نگهداری دستنوشته های نويسندگان معروف در قفسه های دربسته شيشه ای گرفته تا محلی که سير تحول کتابخانه را در قالب يک فيلم نمايش می داد. انواع و اقسام مهرهای کتابخانه در زمانهای مختلف را در يک کمد شيشه ای در معرض ديد گذاشته بودند.
يکی از نکات جالبی که راهنمای کتابخانه برای ما شرح دادند، ايجاد کتابخانه در مراکز خريد بود. ميگفتند از آنجا که بيشتر وقت مردم در سنگاپور به خريد می گذرد، ما کتابخانه هايی در مراکز خريد ايجاد کرده ايم که بخش کودکان هم دارد و والدين ميتوانند کودکانشان را با مطالعه سرگرم کنند و خود با خيال راحت به خريد بپردازند.
بعد از بازديد از کتابخانه به ضيافت شامی که توسط يکی از شرکتهای خدمات کتابداری تهيه شده بود در طبقه شانزدهم کتابخانه ملی رفتيم. غذاهای تند و تيز عجيب و غريب دريايی شان هم بسيار متنوع و به قولی ظاهر فريب بود. آقای پيتر لر هم از بخش آسيا و اقيانوسيه ايفلا سخنرانی کردند.
سر ميز شام با آقايی از آلمان هم صحبت شديم. وقتی گفتيم ايرانی هستيم پرسيد از شيراز؟ گفتيم نه مگر شما شيراز را می شناسيد؟ با کتابخانه منطقه ای شيراز و آقای دکتر مهراد کاملا آشنا بود. صحبت از مديريت دانش در آلمان شد. گفتند در آنجا اصلا بحث مديريت دانش برای کتابداران مطرح نيست چرا که آنجا بر اين عقيده اند که مديريت دانش کار مشاوران و مديران است و نه کتابداران. گفتم حالا می فهمم که چرا تعداد بسيار معدودی پاسخ از طرف اروپايی ها برای پرسشنامه ام رسيده بود و بيشتر پاسخها از کتابداران کشورهايی مثل استراليا- آمريکا- انگليس- کانادا- نيوزيلند و آفريقای جنوبی بود. گفت به اين دليل است که کتابداری در اين کشورها قدمت چندانی ندارد اما چون کتابداری در اروپا قدمت بسيار دارد وارد اين واديها نميشود.
با آقای سودانی هم که در دانشگاه امارات کار ميکند نيز هم صحبت شديم. از مشکلات صدور ويزايش ميگفت. پرسيدم مگر با پاسپورت اماراتی هم ويزای سنگاپور لازم است؟ (آخر فقط شهروندان ايران و چند کشور ديگر برای ورود به سنگاپور نياز به ويزا دارند) گفتند بعد از ۱۶ سال زندگی در امارات هنوز شهروند آنجا به حساب نمی آيند و پاسپورت سودانی دارند. کشورهای عربی در اعطای ويزای شهروندی بقول يزدی ها خيلی دست خشکند. دوست ديگری هم داريم که سالهاست در قطرست و هنوز شهروند آنجا نشده. ويزای ما هم باعث شد يک ساعتی در فرودگاه سنگاپور سين جيم شويم. در ويزايمان قيد شده بود که اعتبار ويزا ۵ هفته از تاريخ صدور ويزاست ولی تاريخ صدور ويزا را قيد نکرده بودند. بعد از کلی معطلی بخاطر اشتباهی که سفارت خودشان مسئولش بود يک معذرت خواهی خشک و خالی هم نکردند.
دانشگاه نانيانگ که محل برگزاری کنفرانس است بسيار بسيار زيبا و سبز ا ست. تماشای فضای سبز خيلی مرا به وجد می آورد. يادم است دوره ليسانس اصلا دانشکده مان را دوست نداشتم چون يک آپارتمان چند طبقه خشک و خالی و بدون هيچ فضای سبزی بود. بطور کلی سنگاپور کشور سبزی است. حتی دو طرف پلهای هوايی عابر پياده را گلکاری کرده اند.
صبح قبل از صبحانه رفتيم در فضای سبز عکس بگيريم. خانمی انگليسی الاصل که در دانشگاه نانيانگ کار ميکند و عازم استخر شنا بود از ما عکس گرفت. معمولا اولين سوالشان اينست که کجايی هستيد. وقتی ميگوييم ايرانی هستيم خيلی هيجان زده ميشوند و می پرسند از کدام شهر ايران و برخی هم سراغ ديگر ايرانيان حاضر در کنفرانس را ميگيرند. خوشحالم که حداقل برای قشر علمی، ايرانيان هنوز هم وجهه و جايگاه خوبی دارند.
يک حسن اين کنفرانسها ايجاد ارتباطات علمی و دوستانه با ديگر همکاران در ساير کشورهاست. تقريبا کارت همه استادانی را که ديده ايم گرفته ايم و قرارست برای برخی هاشان ايميل بزنم و در مورد پروژه تحقيقم با آنها مشورت کنم. وقتی به کونيگ گفتم که ميخواهم برايش ايميل بزنم گفت من هميشه کلی ايميل ميگيرم و معمولا بخاطر کمبود وقت همه را ديليت ميکنم بنابراين موضوع ايميل را چيزی بنويس که مشخص کند از طرف توست.
الان ساعت ۱۰ صبح است. به خانمی از پاکستان قول داده ايم که هنگام ارائه سخنرانی اش حضور داشته باشيم. ديگر بايد برويم.
پی نوشت: راهنمای مراکز آموزش کتابداری و اطلاع رسانی در آسيا هم اکنون در سايت کنفرانس موجود است. جای ايران مثل هميشه خالی است. جا دارد انجمن کتابداری اطلاعات ايران را هم ارسال دارد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٦:۳٢ ق.ظ روز چهارشنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٥
کاربردهای داده کاوی در کتابخانه ها و موسسات دانشگاهی
را با دوست عزيزم خانم حاضری ترجمه نموده ايم که در مجله الکترونيکی نما منتشر شده است. بعد از انتشار اين مقاله نويسنده اصلی مقاله و مجله منتشر کننده مقاله اصلی با من تماس گرفتند. نويسنده از اينکه مقاله اش به زبان ديگری ترجمه شده خوشحال بود و از من مشخصات کامل مجله فارسی زبان را خواسته بود. ليست ساير مقالاتش را هم داده بود که اگر مايلم آنها را هم ترجمه کنم. اما مجله گله کرده بود که چرا بدون کسب اجازه مولف اقدام به ترجمه مقاله نموده ام. من ميدانستم که بايد از مولف کسب اجازه کرد اما متاسفانه اهميت نداده بودم. خلاصه گفتم که شماها حواستان باشد حتما حق مولف را رعايت کنيد.
ايميلی هم از يکی از خوانندگان گرفتم که اصل مقاله را درخواست کرده بودند. من اصل مقاله را بصورت چاپی داشتم اما خوشبختانه نويسنده مقاله فرمت پی.دی.اف آنرا برايم فرستاد. چه خوب بود که مجله الکترونيکی برای مقالات ترجمه شده اصل مقاله به زبان اصلی را هم در کنار مقاله ترجمه شده قرار ميداد. ديگر اينکه هيچگونه اطلاعاتی به زبان انگليسی در مورد مجله الکترونيکی در سايت پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی وجود ندارد که اميدواريم دست اندرکاران اين نقيصه را هم مرتفع فرمايند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:٢۳ ق.ظ روز چهارشنبه ٩ فروردین ،۱۳۸٥
تکنيک دلفی در آينده پژوهی استفاده ميشود. اساس و پايه تکنيک دلفی بر اين است که نظر متخصصان هر حوزه علمی در مورد پيش بينی آينده صائب ترين نظرست. بنابراين برخلاف روشهای تحقيق پيمايشی، اعتبار روش دلفی نه به تعداد شرکت کنندگان در تحقيق که به اعتبار علمی متخصصان شرکت کننده در پژوهش بستگی دارد. شرکت کنندگان در تحقيق دلفی از ۵ تا ۲۰ نفر را شامل میشوند.
عليرغم تفاوتهای قابل توجهی که در کاربرد تکنيک دلفی وجود دارد، معمولا تحقيق دلفی با يک پرسشنامه که توسط يک تيم کوچک طراحی شده و به گروه بزرگتری از متخصصان فرستاده ميشود آغاز ميشود. وقتی پرسشنامه ها برگشت، طيف پاسخها و دلايلی که متخصصان برای پاسخهايشان بيان کرده اند مورد بررسی قرار گرفته و خلاصه نويسی ميشود. اين گزارش خلاصه برای متخصصان فرستاده ميشود. متخصصان اجازه دارند که پاسخهايشان را بر اساس نتايج تغيير دهند و اين نتايج دور دوم مجددا مورد ارزيابی محققان قرار ميگيرد. اين فرايند ادامه می يابد تا اينکه اجماعی در مورد نظرات حاصل شود يا مشخص شود که متخصصان به توافق نرسيده اند.
دلفی يک روش آماری سفت و سخت برای پيش بينی آينده نيست. فقدان نمونه گيری، نامشخص بودن وقايع آينده و عدم فرايندهای واضح تعريف شده برای انجام دادن مطالعات دلفی، تنها چند مورد از مواردی هستند که دلفی را از روشهای علمی کنترل شده متمايز ميکند. اما مطالعه دلفی مخصوصا برای مسائلی باارزش است که نيازی به تکنيکهای تحليلی دقيق ندارند: مثلا زمانی که داده ها ناکافی يا فاقد قطعيتند يا وقتی نمونه های واقعی موجود نيست و يا وقتی که جمع کردن افراد و بحث کردن در مورد مساله ای مشکل است. از آنجا که تکنيک دلفی بر ناشناس بودن، بازخوردهای کنترل شده و پاسخ گروهی آماری تکيه دارد و بنابراين از نفوذ افراد برجسته در گروهای بحث يا فشار گروه برای همنوايی اجتناب ميکند، با استفاده از اين تکنيک اجماعی معتبر از متخصصان ميتواند بدست آيد.
مطلب بالا را از مقاله زير ترجمه کرده ام که با تکنيک دلفی موجوديت فيزيکی کتابخانه ها را در آينده مورد بررسی قرار داده است:
Ludwig, L. and S. Starr (2005). "Library as place: results of a delphi study." Journal of the Medical Library Association 93(3): 315-327.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٢٠ ق.ظ روز پنجشنبه ۱۱ اسفند ،۱۳۸٤
از ديد بسياری از کتابداران و اطلاع رسانان تاکسونومی همان رده بندی است در لباسی جديد. آنها ميگويند دنيای تجارت بجای رده بندی لغت جديدی بنام تاکسونومی را بکار برده تا آنرا مهيج تر جلوه دهد و الا تاکسونومی همان رده بندی مرسوم حوزه کتابداری است. يکی از گروههای مباحثه ای که عضو هستم مربوط به تاکسونومی است و بحث جالبی در همين زمينه بين اعضا رخ داده بود که آيا واقعا تاکسونومی همان رده بندی است. چکيده ای از نظرات افراد را در اينجا آورده ام:
-
ايجاد يک سيستم رده بندی (تاکسونومی) و استفاده از يک سيستم رده بندی از پيش تعيين شده (مثل رده بندی ديوئی يا کنگره) دو مساله کاملا متفاوتند. اين مساله شبيه به تفاوت بين ساختن ماشين و راندن ماشين است.
-
تاکسونومی نوعی رده بندی است. انسانها غالبا تمايل دارند برای گريز از محدوديتهای واژه های قديمی واژه هايی جديد ايجاد کنند. رده بندی با مفهوم کتابدارانه اش بخوبی قابل انطباق با زمينه های کاری سازمانهای بزرگ نيست. مثل اينکه ما دوست داريم اسممان از کتابدار به مدير اطلاعات و حتی مدير دانش تغيير يابد چرا که کليشه قديمی کتابدار بعنوان فردی که نگهبان کتابهاست و دائما ميگويد هيس نمايانگر وظايف فعلی که بسيار پويا، مدرن و روزآمد هستند نيست.
-
فرايندهای کتابداری در ابتدا بر محتوا و مدرک تمرکز دارند در حاليکه در تاکسونومی تمرکز بر گروههای کاری و فعاليتهاست و خود مدرک و محتوايش در مرحله بعدی اهميت است. در واقع ژانر يا کارکرد مدرک است که موجب کاوش آن جهت يک نياز خاص اطلاعاتی ميشود.
-
سيستمهای رده بندی عمومی معمولا ايستا هستند و کل دانش را شامل ميشوند. سعی بر آنست که بازبايی اطلاعات برای طيف وسيعی از کاربران ممکن شود اما تاکسونومی يک سيستم خاص است که نيازها و علاقمنديهای يک گروه کاری کوچک کاربرانی را که ساختارها، فعاليتها و فهرست واژگان مشترکی دارند را در نظر ميگيرد.
-
در سيستمهای رده بندی عمومی جامعه استفاده کننده بسيار وسيع و متنوع است و تنها ساختار ممکن بايد بر اساس محتوای منابعی باشد که قرارست رده بندی شوند اما در مورد تاکسونومی بايد بر اساس رهيافت، اولويتها و پيش فرضهای کاربران تصميم گيری کرد.
-
فرايندهايی که کتابداران در کتابخانه ها برای رده بندی و تحليل موضوعی دنبال ميکنند بسيار متفاوت است از فرايندهايی که ايجاد کنندگان تاکسونومی ها در داخل سازمانها طی ميکنند. اين بدان معنی نيست که کتابداران نميتوانند از پس تاکسونومی برآيند برعکس اغلب آنها بسيار خوب آنرا انجام ميدهند اما فرايندها جزو فرايندهای نرمال رده بندی کتابداری نيست.
-
بعيد است که يک طرح رده بندی يا زبان نمايه سازی از پيش طراحی شده بطور کامل بتواند کل واژه های سازمان را بپوشاند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:٤۸ ق.ظ روز جمعه ۳٠ دی ،۱۳۸٤
متن زير رو در اصل برای وبلاگ گروهی کتابداران نوشته بودم اما ميهن بلاگ دچار مشکل شده بود و نميشد پستش کرد:
بنظرم در این وانفسای لاکتابی ملت نباید منتظر ماند تا دولت کاری بکند و باید حرکتهای مردمی را هم سامان داد. فعالیتهایی شبیه به کار آن آرایشگری که زمان انتظار مشتریانش را با مطالعه پر کرد. روشهای بسیار متنوع و مبتکرانه و البته کم خرجی میتوان به این منظور پیدا کرد. یکی از فعالیتهایی که با برخی دوستان امتحان کردیم و بسیار نتیجه بخش بود ایجاد اشتراک مجلات کودکان و نوجوانان برای بچه هایی بود که یا امکانات مالی برای خرید کالاهای فرهنگی نداشتند یا از لحاظ فرهنگی در سبد خریدشان جایی برای کتاب و مجله پیش بینی نکرده بودند و یا در مناطق محرومی زندگی میکردند که دسترسی آسان به کتاب و مجله نبود. اشتراک مجله مخصوصا اگر مجله ماهانه باشد خیلی هزینه بردار نیست. فقط کمی حوصله و وقت میخواهد که کارهایی مثل فرم اشتراک پر کردن و واریز حق اشتراک به بانک و در آخر هم مراجعه به پست را انجام دهید. نمیدانید چقدر بچه ها خوشحال میشدند که بسته ای بنام خودشان با پست برایشان رسیده. همین ها میشود مقدمه ای برای کتابخوان کردن آنها. فکر نکنید با یک گل بهار نمیشه. اگر هر کدام یک گل بکاریم بهار میشود. خلاصه که اگر درآمدی دارید و میخواهید کار خیری بکنید که ثواب اخروی هم داشته باشد اینهم یک نوعش است. همه ما توی فامیل و دوست و آشنا کودکانی می شناسیم که بهر دلیلی دسترسی به منابع خواندنی ندارند.
دوستان اگر روشهای دیگری میشناسید لطفا کامنت بگذارید.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٤٢ ق.ظ روز دوشنبه ٢٦ دی ،۱۳۸٤
برخی ادعا ميکنند که کتابداران دانش و شم تجاری ندارند و بنابراين نميتوانند وارد عرصه مديريت دانش شوند. ميگويند کتابداران فقط چارچوب حرفه خود را می نگرند و سعی نمی کنند در راستای تحقق اهداف سازمانی که در آن کار ميکنند حرکت کنند و ...
در پاسخ به اين نياز برخی مراکز آموزشی کتابداری واحدهای درسی برای آشنا کردن دانشجويان با موضوعات تجاری و مهارتهای اطلاعاتی در اين حوزه ايجاد نموده اند که آگاهی دانشجويان را از تجارت و محيط عملياتی آن گسترش ميدهد. بطور مثال در دانشگاه کنبرا از دانشجويان کتابداری خواسته شد تا وب سايتی برای برخی سازمانهای کوچک در کنبرا ايجاد کنند و به اين ترتيب بيش از ۲۰۰ وب سايت توسط اين دانشجويان ايجاد شد. آنها بايد در ابتدا تحقيقی در مورد موارد موردنياز که بايد در وب سايت ذکر ميشد انجام ميدانند و سپس با تحليل نيازها وب سايتی اطلاعاتی/تعاملی برای سازمان ايجاد ميکردند.
ماخذ:
Milne, P. (1999). "Knowledge management and LIS education." Education for library and information services: Australia (ELIS:A) 16(3): 31-38.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:۳٥ ق.ظ روز جمعه ٢۳ دی ،۱۳۸٤
اون (۱۹۹۹) مينويسد: اقتصاددانان، متخصصان منابع انسانی، کتابداران و اطلاع رسانان و متخصصان تکنولوژی اطلاعات همگی ادعا ميکنند که مديريت دانش جزو حوزه آنهاست. تنها گروهی که ادعای مالکيت مديريت دانش را مطرح نکرده اند مديران عمومی بوده اند. شايد دليلش اين باشد که اين مديران مديريت را مجموعه ای از وظايف خاص ميدانند مثل مديريت راهبردی، مديريت مالي، مديريت فروش، مديريت منابع انسانی، مديريت تکنولوژی اطلاعات و ...از نظر آنان مديريت دانش نيز فرايندی مثل ديگر وظايف بالاست.
ماخذ:
Owen, J. M. (1999). "Knowledge management and the information professional." Information Services and use 19(1): 7-16.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۳۱ ق.ظ روز سهشنبه ٢٠ دی ،۱۳۸٤
شبنم ميگه: من همه موفقيتهای زندگيم رو مديون توام. اگه تو از کودکی منو با دنيای کتاب آشنا نميکردی زندگی من ممکن بود مسير ديگه ای پيدا کنه. اگه در نوجوانی کتابهای ريچارد باخ و اگزوپری و مرادی کرمانی و محمدرضا يوسفی و ... رو برام نمی آوردی چطور ميتونستم با آرامش اين دوران پرتلاطم رو طی کنم.
من مديون کی ام؟
مديون پدر عزيزم که عشقش به مطالعه و کتاب وصف ناشدنيه. مديون خواهر بزرگوارم که با همون بودجه محدود دانشجويی اش برام کتاب ميخريد. مديون خانم منصوره راعي، خانم ثريا قزل اياغ و خانم نوش آفرين انصاری عزيزم هستم که ما رو با ادبيات ناب دنيا، با فعاليتهای شورای کتاب کودک و فهرست کتابهای برگزيده کودکان و نوجوانان آشنا کردند. خدايشان حفظ کناد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٥:۱٠ ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٤
فنآوري اطلاعات (Information Technology - IT) مجموعهاي است از سختافزار، نرمافزار، ارتباطات راه دور و محصولات هوشمند که يک یا ترکیبی از ۵ کارکرد زير را ايفا ميکند:
- تبديل اطلاعات از يک فرم به فرم ديگر Conversion
- ذخيره سازي اطلاعات Storage
- پردازش اطلاعات Processing
- مبادله اطلاعات Communication
- همگرايي اطلاعاتConvergence
سیستمهای اطلاعاتی شامل موارد زیر هستند:
- سیستم اطلاعات مدیریت Management Information System - MIS
- سیستم پشتیبانی تصمیمگیری Decision Support System - DDS
- سیستم اطلاعات اجرایی Executive Information System - EIS
- سیستم پشتیبانی مدیریت Management Support System - MSS
- سیستم اطلاعاتی استراتژیک Startegic Information System - SIS
Source: MIT90s Research Program, Massachusetts Institute of Technology
سیستمهای اطلاعاتی(Information Systems - IS) و فن آوریهای اطلاعاتی دو مقوله جدا هستند. سیستمهای اطلاعاتی میتوانند بدون فن آوریهای اطلاعاتی وجود داشته باشند (دقیقا مثل سازمان نظام وظیفه که اطلاعات تمام متولدان مرد کشور را به دقت نگهداری میکند و یک کامپیوتر در کل آن ساختمان پیدا نمیکنید) و تنها یکی از کاربردهای فن آوری اطلاعات، ایجاد و توسعه سیستمهای اطلاعاتی است.
ماخذ: روزنگار تورنتو- شايان مشاطيان
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٤:٥٥ ق.ظ روز دوشنبه ۱٩ دی ،۱۳۸٤
علاوه بر سرويس سرچ بلاگ گوگل ديگر موتورهای کاوش معروف مخصوص بلاگها عبارتند از:
- Technorati
- IceRocket
-
Feedster
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۳۸ ق.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ،۱۳۸٤
روزنامه تايمز لندن در شماره ۲۳ دسامبر ۲۰۰۵ خود تحليلی از علل رو آوردن ايرانيان به دنيای بلاگ ارائه داده است. در اين گزارش آمده است با اينکه زبان فارسی از نظر تعداد افرادی که به آن تکلم ميکنند در رده بيست و هشتم زبانهای دنياست، بلاگستان فارسی از نظر تعداد با بلاگهای فرانسوی زبان برابری ميکند و رتبه دوم را از نظر تعداد بلاگها کسب نموده است. بيش از صد هزار بلاگ فارسی فعال در ايران وجود دارد. نويسنده مطلب علت اين پديده را فشارها و محدوديتهای ايجاد شده توسط دولت ميداند که باعث رو آوردن ايرانيان به اين رسانه جديد بعنوان فضايی برای نشر افکار شده است. همچنين باسواد بودن بيش از ۹۰ درصد جمعيت ايران و جوان بودن جمعيت (هفتاد درصد جمعيت ايران کمتر از سی سال دارند) از ديگر عوامل اين پديده است. تعداد بلاگهای فارسی از بلاگهايی به زبان آلماني، ايتاليايی، اسپانيايی، روسی و چينی پيشی گرفته است.
اينهم يک جمله بامزه از اين مقاله: ظاهرا با افزايش تعداد بلاگها، نوشتن روی ديوارهای توالتهای عمومی تهران کمتر شده است.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٢۸ ق.ظ روز پنجشنبه ۸ دی ،۱۳۸٤
لی (۲۰۰۵) آگهی های شغلی مربوط به مديريت دانش را مورد بررسی قرار داده است. وی به اين نتيجه دست يافته که در ۱۸.۵ درصد از موارد، کارفرمايان دارندگان مدرک کارشناسی ارشد کتابداری و اطلاع رسانی را درخواست نموده اند. بيشترين مهارتی که در اين آگهی ها بر آن تاکيد شده مهارتهای ارتباطی (گفتاری و نوشتاری) بوده است.
ماخذ:
Lai, L.-L. (2005). "Educating knowledge professionals in Library and Information Science Schools." Journal of Educating Media and Library Sciences 42(3): 347-362.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٧:٥٧ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ،۱۳۸٤
آقای ايمانی لطف نموده اند و تعريف کاملتری از پورتال ارائه داده اند. ضمن تشکر از ايشان مطلبشان را در ذيل آورده ام:
پورتال يک دروازه ورود جهت دسترسي به اطلاعات طبقه بندي شده و سرويس ها در سازماني با سيستم هاي متعدد مي باشد. اين اطلاعات و سرويس ها ميتوانند در خود پورتال تعبيه شده باشند و يا اينکه توسط سيستم هاي ديگر فراهم شوند. به اين ترتيب که اين سيستم ها، سرويس ها و اطلاعات را از طريق Web Service هايي در اختيار پورتال قرار داده و پورتال نيز با استفاده از پرتلت ها اين سرويس ها را در اختيار کاربر قرار ميدهد. اين سيستم ها ممکن است قسمتي از شبکه داخلي در يک سازمان و يا سيستمي روي شبکه جهاني اينترنت باشند. هدف اصلي در يك پورتال امكان سرويس دهي و خدمات رساني بصورت گسترده ، وسيع ، آسان و سريع مي باشد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٧:٥٠ ق.ظ روز جمعه ٢٥ آذر ،۱۳۸٤
پروژه Corc ا.سی.ال.سی نمونه ای از تلاشهای جمعی کتابداران برای گردآوری منابع ديجيتالی متنوع وب و توصيف آنها در يک فرمت استاندارد برای تسهيل بازيابی آنها توسط کاربران است.
CORC: Cooperative Online Resources Catalog
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:٢٩ ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٤
پورتال وب سايتی برای گردآوری منابع مفيد و متنوع اطلاعاتی مرتبط در يک جا برای غلبه بر سرريزی اطلاعات و گم شدن در انبوه اطلاعات وب است. مثلا صفحه خانه ياهو خودش يک پورتال است به دنيای وب. يا وب سايتی که آقای نوروزی بعنوان راهنمای کتابداری و اطلاع رسانی ايران ايجاد کرده اند و در آن به دانشکده های کتابداری، کتابخانه ها، محققان، وبلاگها و تقريبا هر آنچه که مرتبط با کتابداری و اطلاع رسانی ايران است لينک داده اند نمونه ديگری از پورتال است.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:٠۸ ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٤
نيمه عمر دانشی که هر فرد در حال حاضر دارد تنها سه سال است. اين بدان معنی است که بعد از سه سال هر آنچه ما در حافظه خود بعنوان دانش حفظ کرده ايم نامرتبط خواهد بود.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:۱۳ ق.ظ روز دوشنبه ٢۱ آذر ،۱۳۸٤
خبرنامه قسمت مديريت دانش ايفلا از وبلاگداران دعوت کرده تا تجربيات خود در مورد وبلاگنويسی را مکتوب کرده و برای چاپ در آن خبرنامه ارسال دارند. کتابداران عزيز اين فرصت را مغتنم بداريد.
Are you using a blog?
What have your initial experiences been?
What are your top 3 recommendations for someone thinking about using
blogs
Are you willing to write an informal article for the IFLA-KM section
newsletter?
Contributions of any length gratefully received.
Regs,
Sarah Towle
E-mail: s.towle@unsw.edu.au
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٧:۳٤ ق.ظ روز جمعه ۱۱ آذر ،۱۳۸٤
خانم رهادوست عزيز در يادداشتشان در روزنامه شرق بدرستی مساله فقدان آموزش را در جامعه ايرانی ترسيم نموده اند. در حاليکه جوامع توسعه يافته آموزش مادام العمر شهروندان را جزو اهداف خود نهادينه کرده اند و دوره های آموزشی برای تمام فعاليتهای شغلی و اجتماعی را طراحی کرده اند، غفلت ما از اين گزينه عقب ماندگی مان را در بر دارد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:٢٩ ق.ظ روز سهشنبه ۸ آذر ،۱۳۸٤
نقش وبلاگها بعنوان ابزارهای اشتراک (بخصوص دانش نهان) در سازمانها در مقالات چندی مورد بحث قرار گرفته است و از آن بعنوان K-logging نام برده ميشود. در اين مقاله کتابداران و اطلاع رسانان بعنوان موثرترين افراد برای وبلاگ نويسی در سازمانها معرفی شده اند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:٠٦ ق.ظ روز سهشنبه ۸ آذر ،۱۳۸٤
برخی دانشگاهها ابتکار جالبی بخرج داده اند. آنها برای هر واحد درسی يک ميلينگ ليست (فهرست پستی) برای تمام دانشجويان و مدرسانی که مرتبط با آن واحد درسی خاص هستند ايجاد کرده اند تا ارتباط بين استادان و قسمت اداری دانشگاه با دانشجويان در مورد مسائل خاص آن واحد درسی از آن طريق صورت بگيرد. مثلا اينجا را ببينيد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٧:٢۳ ق.ظ روز جمعه ٢٧ آبان ،۱۳۸٤
دانش تنها سرمايه ايست که استفاده از آن نه زوال که رشدش را موجب ميشود.
ماخذ:
Rollo, C. and T. Clarke (2001). International best practice: case studies in knowledge management. Sydney, Standards Australia International Limited.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٧:٠۸ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸٤
نميدانم سری به پرسشنامه تحقيقی که ذکرش در پست قبلی رفت نگاهی انداختيد يا نه؟ بهرحال اين پرسشنامه چند نکته قابل ذکر داره.
مهمترين مشکلش اينه که سوالات خيلی کلی ذکر شدند. امروزه افراد حتی حوصله پاسخگويی به سوالات تستی رو هم ندارند چه برسه به سوالات تشريحی (پرسشهای باز) و اونم اينقدر کلی. مثلا برخی سوالاش اينه:
-
بنظر شما اصليترين وظايف و مسئوليتهای يک مدير دانش چيست؟
-
چند درصد از شغل فعلی شما در حوزه مديريت دانش است؟
-
روشهايی را که آموزش کتابداری و مديريت اطلاعات ميتواند برای بهتر آماده کردن افراد برای کار در محيط مديريت دانش بکار گيرد ذکر کنيد.
-
تفاوتهای بين کار مديران دانش و کتابداران را شرح دهيد.
-
چگونه وظايف شما بعنوان مدير دانش از آنچه که شما بعوان کتابدار/مدير اطلاعات انجام ميداديد تغيير کرده است؟
-
اگر از پروژه های مديريت دانش که در کتابخانه ها بکار گرفته شده يا اينکه کتابخانه در آن مشارکت داشته اطلاع داريد بطور خلاصه توضيح دهيد.
نکته ديگه اش استفاده از اختصار LIM= Library and Information Management
برای کتابداری و مديريت اطلاعات است.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٥:٢٤ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٥ آبان ،۱۳۸٤
دکتر فرگوسن و همکارانش از دانشگاه چارلز استوارت استراليا در حال انجام پژوهشی پيمايشی برای يافتن ارتباط بين مديريت دانش و کتابداری هستند. پرسشنامه اين تحقيق را اينجا ببينيد و در صورت تمايل تکميلش کنيد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:٠۸ ق.ظ روز جمعه ٢٠ آبان ،۱۳۸٤
آبل در مقاله خود به موقعيتهای شغلی که از قبل اهميت يافتن دانش و اطلاعات در سازمانهای انتفاعی برای کتابداران و اطلاع رسانان ايجاد شده است اشاره ميکند. از آنجا که اين شغلها مشخصا برای کتابدارها بوجود نيامده اند و رقابت در تصاحب آنها وجود دارد، لازمست دپارتمانهای کتابداری و اطلاع رسانی دانشجويان خود را برای اين مشاغل آماده کنند. بدين منظور ميتوان به دانشجويان پروژه های مديريت اطلاعات داد که در سازمانهای مختلف اجرا کنند. اين تکليف به آنها کمک ميکند تا ديد وسيعتری از کل سازمان بدست آورده و مهارتهای خود را ارتقا دهند.
Abell, A. and L. Wingar (2005). "The commercial connection: realizing the potential of information skills." Business Information Review 22(3): 172-181.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:۳٦ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸٤
با توجه به ماهيت چند رشته ای بودن مديريت دانش، آموزش آن در دانشگاهها بعنوان يک رشته تحصيلی شرکت اساتيد از حوزه های مختلف را ميطلبد که شامل تکنولوژی اطلاعات،مديريت اطلاعات،ارتباطات، اقتصاد (تجارت) و مديريت است.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۸:۳۳ ق.ظ روز چهارشنبه ۱۸ آبان ،۱۳۸٤

همانطور که در نمودار بالا می بينيد چهار عنصر اصلی مديريت دانش عبارتند از:
سيستم های اطلاعاتی و زيرساختها- تهيه و گردآوری اطلاعات مديريت محتوا- اشتراک دانش و اطلاعات و کاربرد دانش و اطلاعات تهيه و گردآوری شده توسط سازمان. دياگرام بالا رشته های مرتبط با هر عنصر را نشان ميدهد. زير ساخت که شامل نرم افزار-سخت افزار-ارتباطات شبکه ای است با تکنولوژی اطلاعات مرتبط است. تهيه و مديريت اطلاعات و محتوا با علم اطلاع رسانی مربوط ميشود. اشتراک دانش و اطلاعات با ارتباطات و علوم شناختی مربوط است و کاربرد دانش و اطلاعات با تجارت مرتبط است.
مديريت اطلاعات را ميتوانيم ترکيبی از کتابداری و اطلاع رسانی و تکنولوژی اطلاعات بحساب آوريم که خود شامل زيرساختهای نرم افزاری و سخت افزاري-ارتباطات و شبکه ها- سيستمهای اطلاعاتی و مديريت محتواست.
مديريت دانش فراتر از مديريت اطلاعات است و شامل اشتراک دانش و اطلاعات و همچنين کاربرد دانش و اطلاعات گردآوری شده است. اشتراک دانش و اطلاعات فرايندی است که نياز به تعاملات انسانی و تمايل افراد به شرکت داوطلبانه در اين فرايند است. بسياری از مسائل فرهنگی و اجتماعی مرتبط با اشتراک دانش نشات گرفته از ديگر حوزه ها مثل ارتباطات، علوم شناختي، ارتباطات انسانی و روانشناسی هستند.
ماخذ:
Al-Hawamdeh, S. (2005). "Designing an interdisciplinary graduate program in knowledge management." Journal of American Society for information science and technology 56(11): 1200-1206.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۱٥ ق.ظ روز سهشنبه ۱٧ آبان ،۱۳۸٤
بی شک تسهيل ارتباطات درون/برون سازمانی يکی از گامهای بزرگ برای تحقق مديريت دانش است. برودبنت مينويسد که شرکت ژاپنی معروف هوندا برای تسهيل ارتباط بين کارکنانش در سرتاسر دنيا تسهيلات ارتباطی فکس و تلفن را بين ژاپن و اصلی ترين شعبه های خارج از کشور ايجاد کرده بود بدين ترتيب که کارکنان فقط با شماره گيری داخلی افراد ميتوانستند با آنها ارتباط برقرار کنند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٤٤ ق.ظ روز پنجشنبه ٢۸ مهر ،۱۳۸٤
جوليا هابرمن تحقيقی را بمنظور تعيين ميزان کاربرد و ارزش بلاگها بعنوان منبع اطلاعات و اخبار تجاری انجام داده اند. جامعه مورد پژوهش اين تحقيق مديران دانش و اطلاعات سرتاسر دنيا بوده اند. نتايج نشان داده است که ۴۰ درصد از اين افراد-اکثرا از آمريکای شمالی- از بلاگها برای دسترسی به اطلاعات و اخبار استفاده ميکنند. انگيزه آنها اشتراک دانش و ارتباط با همکاران و در جريان آخرين تحولات و پيشرفتهای حرفه و صنعتشان قرار گرفتن بوده است. گاهی سرعت انتشار اخبار در بلاگها بر اخبار رسانه ها پيشی ميگيرد.مهمترين وبلاگهای که دانشکاران مرور ميکنند عبارت است از:
-
ResourceShelf
-
LISNews.com
-
ResearchBuzz
-
Library Stuff
-
Shifted Librarian
-
Librarian.net
ماخذ:
Habermann, Julia ,2005. Analysis of the usage and value of weblogs as a source of business news and information. Publised in Alia.org.au
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٢٩ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٤
اريکسون که يکی از مهمترين رقبا در صنعت ارتباطات سيار سا از تکنولوژی برای گردآوری، سازماندهی و مديريت اطلاعات سود می جويد. اريکسون بانک اطلاعاتی که حاوی اطلاعاتی در مورد چه فردی در مورد چه چيزی و کجا تخصص دارد ايجاد کرده است. اين بانک اطلاعاتی به اريکسون کمک کرده تا به تجربه و دانش مشاوران داخل سازمان دسترسی داشته باشد.
شرکت زيراکس نيز بانک اطلاعاتی از تکنسينهايش در سرتاسر دنيا دارد که منبع ارزشمندی از اطلاعات درباره کارکنانی است که دور از مرکز و از لحاظ جغرافيايی دسترس ناپذيرند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٢۸ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٤
ساختار سازمانی انعطاف پذير و غيرمتمرکز اشتراک دانش و بخصوص دانش نهان و غيررسمی را پشتيبانی ميکند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٢٢ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٤
در متون مديريت دانش تاکيد بسياری بر ارتقای فرهنگ سازمانی بسمت اشتراک دانش است. فرهنگ سازمانی را بايد بسمتی ارتقا داد که کارمندان مطمئن شوند تمام نظراتشان ارزشمند است و نگران اين نباشند که نظراتشان ممکن است نادرست باشد و وجهه خود را از دست بدهند و يا ديگر همکاران ممکن است عصبانی شوند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۱٩ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٤
کونيگ در مقاله خود با عنوان آموزش مديريت دانش ۴ عنصر اساسی را که بايد در برنامه آموزشی مديريت دانش حضور داشته باشند معرفی ميکند:
ماخذ:
Koenig, M. E. D. (1999). Education for knowledge management. Information Services and use, 19(1), 17-32.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:٢۱ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٧ مهر ،۱۳۸٤
به اعتقاد کونيگ دوره های آموزشی مديريت دانش بايد در دانشکده های مديريت يا بيزنس و يا کتابداری و اطلاع رسانی ارائه شود. کتابداران و اطلاع رسانان بايد درکی از مديريت دانش و کارکرد آن در محيط تجاری داشته باشند و همچنين دانشی پايه از حوزه اقتصاد و تجارت و مديريت نيز داشته باشند. از آنجا که مديريت دانش يک رهيافت چندين رشته ايست آموزش آن در دانشگاهها همکاری همه واحدهای مرتبط دانشگاهی را ميطلبد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:۳٤ ق.ظ روز سهشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٤
کونيگ در تفاوت ميان سازمان يادگيرنده و مديريت دانش مينويسد: مفهوم سازمان يادگيرنده بر توليد دانش تاکيد دارد در حاليکه مديريت دانش بر گردآوری، سازماندهی و اشاعه دانش متمرکز است. مديريت دانش گسترش يافته است تا سازمان يادگيرنده و توليد دانش را نيز پوشش بدهد.
ماخذ:
Koenig, M. E. D. (1999). "Education for knowledge management." Information Services and use 19(1): 17-32.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٢٥ ق.ظ روز سهشنبه ٢٦ مهر ،۱۳۸٤
بيشتر صاحبنظران بر اين باورند که تشابهات و همپوشانی هايی ميان مديريت دانش و کتابداری وجود دارد گرچه مديريت دانش بدليل تاکيدش بر عنصر انسانی و دانش نهان فراتر از کتابداری است.
گروه گارتنر تعريف زير را از مديريت دانش ارائه داده است:
مديريت دانش حوزه ايست که رهيافتی يکپارچه برای شناسايی، گردآوری، ارزيابي، بازيابی و اشتراک دارايی اطلاعات شرکتها بدست ميدهد.
مقايسه کنيد توصيف بالا را با تعاريفی که صاحبنظران از حرفه کتابداری ارائه داده اند و ببينيد چقدر شبيهند:
لوئيس شورس در سال ۱۹۶۴ مينويسد: کتابداری حرفه ا يست که به نگهداری، اشاعه، تحقيق و تبيين دانشی که برای انسانها مفيد است می پردازد.
بيکر علم کتابداری را عبارت از رهيافتی يکپارچه به نگهداری، شناسايی، گردآوری، ارزيابی، بازيابی و اشتراک موجوديهای دانش و اطلاعات مفيد جامعه ميداند.
بنا به نظر مارتين ديلون: علم کتابداری رشته ايست که رهيافتی يکپارچه برای شناسايی، گردآوری، ارزيابي، بازيابی و اشتراک همه دارايی دانش و اطلاعات جامعه می پردازد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٥:۱٥ ق.ظ روز چهارشنبه ٢٠ مهر ،۱۳۸٤
خانم Ainslie Dewe کتابدار دانشگاه آکلند نيوزيلند هستند که رهبری پروژه مديريت دانش را در اين دانشگاه بعهده دارند. پاورپوينتی از ايشان برای معرفی اين پروژه را اينجا ببينيد.تا آنجايی که ديده ام کتابدارانی که مدير دانش شده اند (از جمله همين اينزلی و ديگرانی مثل خانم هلن هيس در دانشگاه ادينبورگ يا خانم نريدا هارت در سازمانی دولتی در کنبرا) در عنوان شغلی شان همچنان لغت کتابدار را حفظ ميکنند. مثلا مينويسند: کتابدار و مدير دانش.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:۱٥ ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ مهر ،۱۳۸٤
اينجا ميتوانيد پاورپوينتی در زمينه تغييری که مديريت دانش در نقشها و وظايف کتابداران و اطلاع رسانان ايجاد کرده است را ببينيد.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٢٢ ق.ظ روز دوشنبه ۱۸ مهر ،۱۳۸٤
اگر بر غلطهای مندرج در فهرست منابع مقالات فارسی خرده بگیریم که خیلی جدی نیست چون بالاخره جهان سومیم و بقول یک نفر همه چی مان باید به هم بیاید اما دیدن کلی اشتباهات بسیار فاحش در رفرنسهای یک مقاله خارجی در یک مجله معتبر جای تعجب دارد. خود مقاله واقعا عالی و کاملا مرتبط بود و کلی خدا را شکر کردم که پیدایش کردم (خدمات تحويل مدرک کتابخانه واقعا فوق العاده است). گفتم حتما فهرست منابعش هم خیلی بدردبخور است. دیدم بله مقاله ای کاملا مرتبط در فهرست منابع جا خوش کرده. کلی در دیتابیسها دنبالش گشتم و دست آخر هم فهمیدم که حرف اول اسم نویسنده اشتباهی تایپ شده. در شش مورد از رفرنسها اصلا نامی از منبع (اسم مجله) مقاله برده نشده بود. نويسنده مقاله ليلا معروف و کويتی است.اينهم مشخصات مقاله:
Marouf, L. (2004). "Role and contribution of corporate information centers toward KM initiatives: an analysis of manager's perceptions." Journal of Information & Knowledge management 3(1): 9-25.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٢٧ ق.ظ روز پنجشنبه ٧ مهر ،۱۳۸٤
امروز ايميلی از کتابدار دانشکده دريافت کردم (از طريق اينترانت برای کليه دانشگاهيان فرستاده بودند) بدين مضمون که کتابخانه درصدد است تا ليست مجلات مورد اشتراک را مورد ارزيابی قرار دهد و با مشورت دپارتمانها ليستی از مجلاتی که قرار است از اين مجموعه حذف شوند تهيه شده است. در دسترس بودن مجله بصورت الکترونيکی، عدم همخوانی موضوعی با رشته های موجود دانشگاه و مساله هزينه از دلايل حذف اين مجلات عنوان شده اند. لينکی به ليست مجلاتی که قرار است حذف شوند داده شده است و خواسته شده که اگر نظری راجع به آنها داريم بيان کنيم و ضمنا خواسته اند که اگر مجله خاصی را مايليم کتابخانه مشترک شود به آنها ايميل بزنيم.
اينترانت که موجبات ارتباط سريع با کل مجموعه و اشاعه و اشتراک اطلاعات و دانش را فراهم ميکند يکی از تکنولوژيهای بسيار لازم مديريت دانش است.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٦:۳٧ ق.ظ روز چهارشنبه ٦ مهر ،۱۳۸٤
لای (۲۰۰۵) مطالعه ای را روی آگهی های شغلی مديريت دانش انجام داده است تا مهارتهای موردنياز کارفرمايان را تبيين نموده و رهنمودهايی را برای آموزش کتابداری ارائه دهد. وی در بررسی خود به اين نتيجه ميرسد که مهارتهای ارتباطی کلامی و نوشتاری بيشترين مهارتهای ذکر شده در آگهی های شغلی مديريت دانش بوده اند. او مينويسد که دانشجويان کتابداری و اطلاع رسانی در مقايسه با رشته های مرتبط با تکنولوژی اطلاعات مهارتهای گفتاری و نوشتاری بهتری نشان داده اند که ممکن است بدليل پيش زمينه کتابداران و اطلاع رسانان در رشته های علوم اجتماعی و انسانی باشد که اکثر آنان طی کرده اند و علاوه بر آن در بيشتر دروس کتابداری و اطلاع رسانی-مثل خدمات مرجع- بطور غير مستقيم به مهارتهای ارتباطی اشاره شده است.
ماخذ:
Lai, L.-L. (2005). "Educating knowledge professionals in Library and Information Science Schools." Journal of Educating Media and Library Sciences 42(3): 347-362.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٢٤ ق.ظ روز دوشنبه ٤ مهر ،۱۳۸٤
هال و جونز که يک مطالعه موردی را درباره نقش کتابداران کتابخانه های شرکتها در اينترانت سازمانی انجام داده اند مينويسند:
برخی کتابداران بصورت خودآموز طراحی صفحات وب و اچ.تی.ام.ال را ياد گرفته و برای کتابخانه وب سايت طراحی کرده بودند و بنابراين وقتی تصميم گرفته شد که اينترانت برای شرکت طراحی شود، کارکنان سيستمهای اطلاعات بسراغ کتابداران آمدند تا با آنها درباره چگونگی بکارگيری آن صحبت کنند.
ماخذ:
Hall, H. and A. M. Jones (2000). "Show off the corporate library." International Journal of Information Management(20): 121-130.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:٥٩ ق.ظ روز جمعه ۱ مهر ،۱۳۸٤
هال و جونز مينويسند:
در حاليکه در متون تاکيد ميشود که کتابداران و کتابخانه ها بايد خدمات خود را روزآمد نموده و با نيازهای اطلاعاتی مراجعانشان همگام شوند، کتابداران مصاحبه شونده در چند مورد اظهار داشتند که اين مراجعان هستند که بايد روزآمد شوند. عليرغم تلاشهای کارکنان کتابخانه بسمت ارائه خدمات الکترونيکی، برخی کاربران کتابخانه از استفاده از خدمات جديد امتناع کرده و همچنان روشهای قديمی را ترجيح ميدهند. يکی از کتابداران مينويسد:
برخی محققان ما همچنان به روشهای قديمی پژوهش چسبيده اند. آنها نميخواهند از سی دی رام و يا وب استفاده کنند. آنها ترجيح ميدهند يک نمايه نامه بزرگ را باز کنند و آنرا کاوش کرده و سپس از صفحه مورد نظرشان فتوکپی بگيرند تا بعد بدنبال اصل منبع بگردند.
ماخذ:
Hall, H. and A. M. Jones (2000). "Show off the corporate library." International Journal of Information Management(20): 121-130.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:٥٤ ق.ظ روز جمعه ۱ مهر ،۱۳۸٤
کتابخانه سازمانی/شرکتی در دهه ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ رشد و توسعه پيدا کرد، زمانی که منابع چاپی فراوان شده بود و بر اساس مدل کتابخانه عمومی بود. هدف، تامين منابع فيزيکی-کتابها-تا حد ممکن بود بر اين فرض که روزی ممکن است کسی بخواهد از يکی از آنها استفاده کند. (يک کتاب برای هر کاربر هدف کتابخانه ها بود). خط مشی کتابخانه ها بر اين اساس نبود که منابع اطلاعاتی چگونه استفاده ميشوند بلکه بر اين اساس که مطمئن شوند هيچ منبعی از قلم نيفتاده است. در واقع کتابخانه ها نوعی انبار اطلاعات بودند. در حاليکه کاربران بالقوه اطلاعات نه تنها دانش کمی از اطلاعات موجود در انباری داشتند بلکه نمی دانستند که اصلا چرا بايد از کتابخانه استفاده کنند. (به نقل از داونپورت و پروساک)
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٤٧ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٤
مشکلاتی مثل خريد تکراری منابع اطلاعاتی يکسان در سازمان، اختصاص ۱۱ درصد از وقت کاری برای کاوش اطلاعات و خريدن منابع اطلاعاتی که هرگز مورد استفاده قرار نميگيرند را ميتوان با مديريت صحيح اطلاعات کاهش داده يا مرتفع نمود.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٢٤ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٤
تام داونپورت و لاری پروساک که از پر استنادترين نويسندگان حوزه مديريت دانش هستند کتابداران و اطلاع رسانان را خطاب قرار داده و مينويسند:
-
از محدوده کتابخانه خارج شده و به کل سازمان بپيونديد
-
بطور فعال ارزيابی کنيد چه کسی چه نوع اطلاعاتی نياز دارد و چه کسی واجد اين اطلاعات است و سپس کمک کنيد اين افراد همديگر را بيابند
-
تصور نکنيد که تکنولوژی جايگزين انسان در فراهم نمودن اطلاعات خواهد شد
-
بر استفاده از منابع اطلاعاتی تمرکز کنيد نه کنترل و نگهداری آنها
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:۱٩ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٤
معمولا وقتی مشکلات بودجه ای پيش می آيد اولين جايی که بودجه اش کاهش می يابد کتابخانه است. معمولا کتابخانه ها بعنوان سازمانهايی هزينه بر و تجملی و نه درآمدزا ديده شده اند. کتابداران عزيز با ارتباط بيشتر با ساير قسمتهای سازمان مادر و حرکت در راستای اهداف آن و پيشاپيش به استقبال نيازهای اطلاعاتی کارکنان رفتن ميتوانند جايگاه کتابخانه را بعنوان ارگانی که ارزش افزوده در سازمان ايجاد ميکند ارتقا دهند.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:۳٢ ق.ظ روز سهشنبه ٢٢ شهریور ،۱۳۸٤
ورمل با اشاره به خلايی که بين توقعات و نيازهای کارفرمايان و مهارت و دانش فارغ التحصيلان کتابداری و اطلاع رسانی وجود دارد از جمله مهارتهای مديريتی، کامپيوتری و ...پيشنهاد ميکند که دوره های ترکيبی و چند رشته ای برای حرفه کتابداری ايجاد شود تا به اين مهارتها نيز تجهيز گردند.
ماخذ:
Wormell, I. (2004). Skills and competencies required to work with knowledge management. Knowledge management: libraries, librarians taking up the challenge. H. e. Hobohm. Munchen, Saur: 107-114.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٠:٠۳ ق.ظ روز جمعه ۱۸ شهریور ،۱۳۸٤
وب نامرئي: وب نامرئي به دو دليل كمّي و كيفي اهميت دارد كمّي از اين نظر كه موتورهاي جستجو فقط قادر هستند حدود 16 درصد از اطلاعات موجود دراينترنت را بازيابي كنند و اندازه وب نامرئي تقريبا 500 برابر وب مرئي است و كيفي از اين نظر كه منابع اطلاعاتي موجود در وب عميق معمولا ارزشمند و مفيد هستند و در بسياري از موارد پاسخگوي نياز كاربران ميباشند. آشنايي با ابزارهايي كه براي شناسايي منابع وب نامرئي به وجود آمدهاند و كاربران را به سايتهاي مناسب راهنمايي ميكنند، باعث دسترسي به اين بخش عظيم از اطلاعات مفيد و ارزشمند ميشود. مثل سايت Invisibleweb كه فهرستي از منابع نامرئي را و سايت Completeplaset كه فهرستي از تقريبا 40000 پايگاه اطلاعاتي وب نامرئي را ارائه ميدهد.
ماخذ:
http://www.irandoc.ac.ir/data/e_j/vol5/rasi.htm
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٢:٤۸ ب.ظ روز پنجشنبه ۱٧ شهریور ،۱۳۸٤
نقش تکنولوژيهای اطلاعاتی در مديريت دانش پشتيبانی است. يکی از نويسندگان مديريت دانش مينويسد که نقش تکنولوژيها در مديريت دانش مثل نقش حمام در خانه است. بطور قطع هيچکس خانه ای که حمام ندارد نمی خرد. اما حمام هم نقش تعيين کننده ای در انتخاب يک خانه ندارد. بر اين اساس، بکارگيری يک سيستم مديريت دانش بدون تکنولوژی بی نهايت مشکل و تقريبا غيرممکن است اما تکنولوژی به خودی خود ايجاد کننده يک سيستم مديريت دانش نيست. تکنولوژی ميتواند تسهيل کننده ارتباطات باشد اما نمی تواند آنها را ايجاد کند.
ماخذ:
Wormell, I 2004, 'Skills and competencies required to work with knowledge management', in He Hobohm (ed.), Knowledge management: libraries, librarians taking up the challenge, Saur, Munchen, pp. 107-14.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱۱:٢٧ ق.ظ روز دوشنبه ۱٤ شهریور ،۱۳۸٤
یکی از کلاسهایی که خیلی دوست داشتم و خیلی روم تاثیر گذاشت کلاس ادبیات کودکان و نوجوانان با خانم منصوره راعی بود. امیدوارم خانم راعی عزیز هر کجا که هستند خوب و خوش و سلامت باشند. خانم راعی میگفتند اولین کتاب کودک لباس مادر است و باید مادرها لباسهایی نقشدار با رنگهای شاد بپوشند که باعث رشد خلاقیت کودک میشود. من تقریبا به همه تازه مادرشده ها این جمله ها رو گفتم و تاکید کردم. خانم راعی میگفتند نقشها و طرحهای فرش و قالی هم چقدر حواس نوزادان رو به خودش جلب میکند و باعث تقویت هوش آنها میشود. یاد شازده کوچولو و بقیه کتابهای خیلی خوبی که سر کلاس ایشان خواندیم بخیر. یاد آن بازدید از کتابخانه اصلاح و تربیت (بزهکاران) بخیر. یاد بازدید از نمایشگاه کتاب و یاد همه خاطره های خوب با خانم راعی بخیر.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٤:٥٤ ب.ظ روز شنبه ۱٢ شهریور ،۱۳۸٤
يک ضرب المثل قديمی هست که ميگويد: در معرض وزش باد تغيير و تحولات، عده ای برای خود پناهگاه می سازند اما عده ديگری هستند که آسياب بادی می سازند.
حالا حکايت جايگاه کتابداران در عرصه تغيير و تحولات تکنولوژيکی است. آيا بايد در لاک خود فرو برويم و انزوا برگزينيم و گلايه کنيم که اطلاع رسانی حرفه ماست چرا متخصصان کامپيوتر و غيره وارد عرصه ما شده اند يا اينکه بهتر است به تحولات با ديد مثبت نگاه کرده و با گسترش دانش و مهارتهای خود، همگام با تحولات پيش رفته و از آن بعنوان ارتقای جايگاه خود استفاده کنيم.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱:۳٩ ب.ظ روز پنجشنبه ۳ شهریور ،۱۳۸٤
بنظر ميرسد كليشه كتابخانه بعنوان يك مكان آرام و بي سرو صدا و كتابداراني كه رعايت سكوت را متذكر ميشوند در حال تغيير است. امروز صبح كه به كتابخانه دانشگاه آمدم روي تابلوي اعلانات گلايه يك دانشجو را چسبانده بودند كه نوشته بود: اينجا كتابخانه است يا كافي شاپ. خوردن و آشاميدن كه آزاد است. صحبت با موبايل و با دوستان كه مجاز است. چرا دانشجويان سكوت را رعايت نمي كنند. آنها خيلي خودخواهند كه به حقوق ديگران اهميت نداده و آرامش و تمركز فكرشان را بهم ميزنند...
واقعيت هم همين است. وقتي وارد كتابخانه ميشويد با انبوه دانشجوياني كه پشت كامپيوتر نشسته اند و همزمان در حال خوردن و آشاميدن يا صحبت با موبايل و يا دوستشان هستند مواجه ميشويد. برخي با صداي بلند مشغول حرف زدن و خنديدن هستند. در نگاه اول متعجب ميشويد كه پس اين ديگر چه كتابخانه ايست؟ اما تحولات دنياي امروزه موجب شده كه كتابخانه ها برخي آزاديها را جهت رفاه حال مراجعانشان قائل شوند. مثلا امروزه كه تلفن همراه يكي از ضروريات افراد شده و زندگي بدون آن بنظر غيرممكن ميرسد، منع استفاده از آن، مانعي بزرگ براي استفاده از كتابخانه است.
جوابي كه كتابخانه به دانشجوي گلايه مند داده بود : در كتابخانه مكانهايي آرام براي تمركز و مطالعه اختصاص داده شده و شما چنانچه ميخواهيد از اين سروصداها در امان باشيد ميتوانيد از اين فضاها استفاده كنيد. در اين فضاها امكانات كامپيوتر و اينترنت نيز مهياست.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ٩:٢٠ ق.ظ روز چهارشنبه ٢ شهریور ،۱۳۸٤
نتيجه تحقيقات نشان ميدهد که کتابداران و متخصصان اطلاعاتی ۸ برابر سريعتر از کاربران ميتوانند اطلاعات مرتبط را بازيابی نمايند.
ماخذ:
Skyrme, D. J. (1999). Knowledge networking: creating the collaborative enterprise. Oxford, Butterworth Heinemann.
نویسنده :
Maryam ; ساعت ۱٢:۱۳ ب.ظ روز سهشنبه ۱۸ امرداد ،۱۳۸٤