ضلع سوم مثلث مديريت دانش در کتابداری
دکتر حری با آن نگاه ژرفش به مسائل در هر مقاله و سخنرانی اش ايده جديدی را مطرح ميکند. اين بار در سخنرانی شان در اهواز به کاربران کتابخانه بعنوان ضلع سوم مديريت دانش در کتابداری پرداخته اند. نکته ای که تاکنون مورد غفلت قرار گرفته است. واقعا چقدر ما در کتابخانه هايمان به گردآوری دانش کاربران و استفاده از آن در بهينه سازی خدماتمان استفاده کرده ايم؟ چقدر باب تعامل و ارتباط نزديک با مخاطبان را ايجاد کرده ايم؟ حداکثر اين بوده که با توزيع پرسشنامه به بررسی ميزان رضايت کاربران پرداخته ايم.کتابخانه ها امروزه با روشهای متعدد با کاربران خود ارتباط برقرار ميکنند و از ابزارهايی مثل وبلاگها و صندوقهای پيشنهادات الکترونيکی کتابخانه علاوه بر روشهای حضوری و مکاتبه ای سنتی برای برقراری ارتباط با کاربران استفاده می کنند. اما بنظر من هيچ روشی موثرتر از برخورد رو در رو با مخاطب نيست. يادم است زمانی که در ميز امانت کتابخانه مشغول بکار بودم ايده هايی بسياری از مراجعان گرفتم. سوالاتی که مطرح ميکردند و خدماتی که طلب مينمودند باعث ميشد در فعاليتها تجديد نظر کنيم.
سخنرانی دکتر حری عزيز را که خدا سلامتشان بدارد آقای اصنافی مثل هميشه بزرگوارانه زحمت کشيده و به گروه بحث کتابداری ارسال نموده اند. قسمتی از آن را در پايين آورده ام:
اما نکته مهم دیگر، وجه سوم است. ضلع دیگر مثلث است و آن کاربران هستند. ما چطور می توانیم دانش کاربران کتابخانه را کنترل کنیم؟ ما دو نوع دانش نهان داریم. ما مجموعه و پرسنل کتابخانه و نیز کاربران را در اختیار داریم. دانش نهان متعلق به کتابدار و کاربر است. دانش عیان هم مجموعه کتابخانه است. از دید معرفت شناسی، دانش کتابدار دانشی کارکردی است. وی فراگرفته چگونه برای بهینه سازی منابع دانش خود را به کار بگیرد. دانش کاربر در عین حالیکه دانش نهان است دانش کاربستی است. وی می آموزد که چگونه از اطلاعات استفاده کند. نکته اساسی این است که در کتابخانه مدیریت دانش سه گانه کتابخانه چگونه بر دانش کاربستی کاربران مدیریت می کند؟ کتابخانه آموزش چگونگی بهره گیری از کتابخانه را برعهده دارد. وقتی به کاربر می آموزید که چگونه می تواند از ابزارهای کتابخانه استفاده کند در واقع پیشداشته های وی را دستکاری می کنید. هر نوع آموزشی برای رویارویی با یک پدیده به منزله دستکاری در دانش استفاده کننده است. مسیر استفاده از منابع را به وی نشان می دهید. حتی این امر در چگونگی استفاده از موتورهای کاوش صادق است. ما زبان سیستم را به زبان کاربر تبدیل می کنیم. در بسیاری از مواقع تلاش می کنیم که زبان کاربر را به زبان سیستم نزدیک کنیم. در کتابخانه های غرب، سرعنوانهای موضوعی روی تمام برگه های برگه دان وجود داشت. به خاطر اینکه می خواستند به کاربر بگویند که اگر تو میخواهی از این برگه دان به درستی استفاده کنی این زبان سیستم کتابخانه است. پس در دانش کاربر دستکاری کرده ایم برای اینکه با سیستمی که قرار است از آن بهره گیری کند بهتر ارتباط برقرار نماید. ما فضای دلپذیر در کتابخانه فراهم می کنیم. بحث این است که باید روی خوش به کاربر نشان دهیم، با او دوستانه رفتار کنیم، لحنمان اهانت آمیز نباشد که همه اینها به این معناست که ما درصدد حفظ ارتباط کاربر با کتابخانه هستیم و قصد نداریم که او را از دست بدهیم. تلاش کتابخانه این است که همواره کاربران خود را زیاد کند و رضایت آنها را از کتابخانه بالا ببرد. تمام این فعالیتها در جهت مدیریت کاربران است. بنابراین باید به خاطر داشته باشیم که ضلع سوم مدیریت دانش در کتابداری، کاربران هستند که با نبود آنها این مثلث بی معناست. آنچه با کاربر انجام می شود احسان نیست. این کار بخشی از حرکت مدیرانه دانش به معنای واقعی در رشته ماست. اگر اینگونه بیندیشیم هرگز مجموعه یا کارکنان یا کاربران را بر دیگری ترجیح نمی دهیم و هر سه در مدیریت دانش مدنظر به طور مساوی قرار می دهیم. مثلث هرگز با یک یا دو ضلع، کامل نمی شود.
گزارش کنفرانس آموزش کتابداری در آسيا و اقيانوسيه- سنگاپور
الان به اتفاق دوست عزيزم افسانه حاضری در سنگاپور هستيم. کشوری (شهری) بسيار زيبا، تميز و سرسبز با ساختمانهای برافراشته و هوايی که ما را ياد ولايت می اندازد چون گرم و شرجی است. البته گرمايش قابل تحمل است. سنگاپور چون نزديک استواست کشوری تک فصله است. ۲۵ درصد جمعيت سنگاپور مسلمان هستند. اينجا هم بنظر ميرسد وطن دوم چينی هاست. هر جا می چرخی چينی می بينی. برای ارائه مقاله ای در کنفرانس آموزش کتابداری در آسيا و اقيانوسيه آمده ايم. اسم چند نفر از دوستان ايرانی از جمله خانم باقری از دانشگاه الزهرا و آقای صياميان و همکارانشان از دانشگاه مازندران را هم در فهرست مقالات کنفرانس ديده بودم ولی هنوز که توفيق زيارتشان را نداشته ايم. خانم هاجر صفائيه که دانشجوی فوق ليسانس کتابداری در دانشگاه مالزی هستند هم برای ارائه مقاله شان آمده اند که از ديدنشان بسيار خوشحال شديم. بيشتر مقالات حول موضوع روند آموزش کتابداری در کشورهای مختلف از جمله چين- ژاپن- نيوزيلند- استراليا- تايلند- کويت- سنگاپور- هند- تايوان- مالزی- پاکستان و ... است. بنظر ميرسد که بيشتر مشکلاتی که کشورهای آسيايی در آموزش کتابداری با آن روبرويند کمابيش مشابه مشکلاتی است که در ايران وجود دارد. از جمله تاکيد بيش از حد بر سيستم سنتی آموزش کتابداری و مسائل مربوط به اشتغال فارغ التحصيلان کتابداری. برخی مقالات از جمله مقاله ما هم مربوط به آموزش مديريت دانش برای کتابداران و اطلاع رسانان بود.
يکی از نکات جالب کنفرانسها، ديدار با نويسندگانی است که از مقالاتشان استفاده کرده ايد. آقای کونيگ که مقالات بسيار و دو کتاب در زمينه مديريت دانش برای کتابداران و اطلاع رسانان به رشته تحرير در آورده از آن جمله بود. البته بنظرم بخاطر معروفيتشان به کنفرانس دعوت شده بودند و من احساسم اين بود که حرف جديدی غير از آنچه در مقالات قبلی شان خوانده بودم و يکی اش را هم ترجمه کرده ايم نداشتند. به مسائلی مثل ماندگار بودن مديريت دانش و اهميت آموزش در موفقيت پروژه های مديريت دانش و نقش مهم کتابداران و اطلاع رسانان در مديريت دانش خارج از سازمان اشاره کردند.
ديدار آقای سجاد الرحمن از دانشگاه کويت و آقای عبدالستار چالدهری پاکستانی الاصل که در دانشگاه سنگاپور هستند و ما از مقالاتشان استفاده کرده بوديم نيز جالب بود. سن و سالی ازشان گذشته و خيلی مرا را به ياد دکتر حری عزيز انداختند. دکتر چالدهری از چلوکباب های خوشمزه ا ی که در هتل لاله خورده بود ياد ميکرد. دکتر کوکبی را هم بخاطر مقالاتشان در زمينه مارک می شناختند.
شب گذشته از طرف کنفرانس ما را به بازديد از کتابخانه ملی سنگاپور فراخواندند. کتابخانه ای ۱۶ طبقه و بسيار مدرن با ساختمانی شيشه ای و بسيار چشم نواز. جالب است که کتابخانه ای با اين عظمت فقط برای ۴ ميليون جمعيت است. در کتابخانه منابع به ۴ زبان اصلی سنگاپور يعنی انگليسی- مالزيايی- چينی و تاميل است. جالب است که تمام منابع موجود به هر چهار زبان در قفسه ها در کنار هم قرار گرفته اند. سيستم رده بندی هم ديويی بود. قفسه های کتابخانه و تراکهای حمل کتاب و خلاصه اکثر تجهيزات فلزی و بسيار زيبا بود. اثری از چوب در آنجا نديديم.
يک سالن بسيار بزرگ هم برای مطالعه آزاد دانشجويان و دانش آموزان با مبلهای راحت و منظره چشم نواز گذاشته بودند که خوردن و آشاميدن هم در آن آزاد بود.
از لحاظ تکنولوژی اطلاعات کتابخانه ملی سنگاپور بنظر بسيار پيشرفته می آيد. دستگاههای خودپردازی برای پرداخت حق عضويت، جريمه ديرکرد کتاب و ... تعبيه شده بود. امکان اتصال به اينترنت و انواع و اقسام امکانات ديجيتالی فراهم بود. سنگاپور در رتبه بندی آی-تی کشورها در مقام دوم دنياست. در جای جای فرودگاه اتصال رايگان به اينترنت پرسرعت فراهم بود.
ميگفتند رشد قابل توجه کتابخانه را مديون يک خير هستند که ۶۰ ميليون دلار به کتابخانه کمک کرده است. آسانسورهايی با ديوارهای شيشه ای که تمام شهر را ميتوانستی از آنجا ببينی و همينطور پله های برقی در تمام طبقات موجود بود.
در گوشه و کنار کتابخانه نشان از حفظ يادگارهای تاريخی بود. از نگهداری دستنوشته های نويسندگان معروف در قفسه های دربسته شيشه ای گرفته تا محلی که سير تحول کتابخانه را در قالب يک فيلم نمايش می داد. انواع و اقسام مهرهای کتابخانه در زمانهای مختلف را در يک کمد شيشه ای در معرض ديد گذاشته بودند.
يکی از نکات جالبی که راهنمای کتابخانه برای ما شرح دادند، ايجاد کتابخانه در مراکز خريد بود. ميگفتند از آنجا که بيشتر وقت مردم در سنگاپور به خريد می گذرد، ما کتابخانه هايی در مراکز خريد ايجاد کرده ايم که بخش کودکان هم دارد و والدين ميتوانند کودکانشان را با مطالعه سرگرم کنند و خود با خيال راحت به خريد بپردازند.
بعد از بازديد از کتابخانه به ضيافت شامی که توسط يکی از شرکتهای خدمات کتابداری تهيه شده بود در طبقه شانزدهم کتابخانه ملی رفتيم. غذاهای تند و تيز عجيب و غريب دريايی شان هم بسيار متنوع و به قولی ظاهر فريب بود. آقای پيتر لر هم از بخش آسيا و اقيانوسيه ايفلا سخنرانی کردند.
سر ميز شام با آقايی از آلمان هم صحبت شديم. وقتی گفتيم ايرانی هستيم پرسيد از شيراز؟ گفتيم نه مگر شما شيراز را می شناسيد؟ با کتابخانه منطقه ای شيراز و آقای دکتر مهراد کاملا آشنا بود. صحبت از مديريت دانش در آلمان شد. گفتند در آنجا اصلا بحث مديريت دانش برای کتابداران مطرح نيست چرا که آنجا بر اين عقيده اند که مديريت دانش کار مشاوران و مديران است و نه کتابداران. گفتم حالا می فهمم که چرا تعداد بسيار معدودی پاسخ از طرف اروپايی ها برای پرسشنامه ام رسيده بود و بيشتر پاسخها از کتابداران کشورهايی مثل استراليا- آمريکا- انگليس- کانادا- نيوزيلند و آفريقای جنوبی بود. گفت به اين دليل است که کتابداری در اين کشورها قدمت چندانی ندارد اما چون کتابداری در اروپا قدمت بسيار دارد وارد اين واديها نميشود.
با آقای سودانی هم که در دانشگاه امارات کار ميکند نيز هم صحبت شديم. از مشکلات صدور ويزايش ميگفت. پرسيدم مگر با پاسپورت اماراتی هم ويزای سنگاپور لازم است؟ (آخر فقط شهروندان ايران و چند کشور ديگر برای ورود به سنگاپور نياز به ويزا دارند) گفتند بعد از ۱۶ سال زندگی در امارات هنوز شهروند آنجا به حساب نمی آيند و پاسپورت سودانی دارند. کشورهای عربی در اعطای ويزای شهروندی بقول يزدی ها خيلی دست خشکند. دوست ديگری هم داريم که سالهاست در قطرست و هنوز شهروند آنجا نشده. ويزای ما هم باعث شد يک ساعتی در فرودگاه سنگاپور سين جيم شويم. در ويزايمان قيد شده بود که اعتبار ويزا ۵ هفته از تاريخ صدور ويزاست ولی تاريخ صدور ويزا را قيد نکرده بودند. بعد از کلی معطلی بخاطر اشتباهی که سفارت خودشان مسئولش بود يک معذرت خواهی خشک و خالی هم نکردند.
دانشگاه نانيانگ که محل برگزاری کنفرانس است بسيار بسيار زيبا و سبز ا ست. تماشای فضای سبز خيلی مرا به وجد می آورد. يادم است دوره ليسانس اصلا دانشکده مان را دوست نداشتم چون يک آپارتمان چند طبقه خشک و خالی و بدون هيچ فضای سبزی بود. بطور کلی سنگاپور کشور سبزی است. حتی دو طرف پلهای هوايی عابر پياده را گلکاری کرده اند.
صبح قبل از صبحانه رفتيم در فضای سبز عکس بگيريم. خانمی انگليسی الاصل که در دانشگاه نانيانگ کار ميکند و عازم استخر شنا بود از ما عکس گرفت. معمولا اولين سوالشان اينست که کجايی هستيد. وقتی ميگوييم ايرانی هستيم خيلی هيجان زده ميشوند و می پرسند از کدام شهر ايران و برخی هم سراغ ديگر ايرانيان حاضر در کنفرانس را ميگيرند. خوشحالم که حداقل برای قشر علمی، ايرانيان هنوز هم وجهه و جايگاه خوبی دارند.
يک حسن اين کنفرانسها ايجاد ارتباطات علمی و دوستانه با ديگر همکاران در ساير کشورهاست. تقريبا کارت همه استادانی را که ديده ايم گرفته ايم و قرارست برای برخی هاشان ايميل بزنم و در مورد پروژه تحقيقم با آنها مشورت کنم. وقتی به کونيگ گفتم که ميخواهم برايش ايميل بزنم گفت من هميشه کلی ايميل ميگيرم و معمولا بخاطر کمبود وقت همه را ديليت ميکنم بنابراين موضوع ايميل را چيزی بنويس که مشخص کند از طرف توست.
الان ساعت ۱۰ صبح است. به خانمی از پاکستان قول داده ايم که هنگام ارائه سخنرانی اش حضور داشته باشيم. ديگر بايد برويم.
پی نوشت: راهنمای مراکز آموزش کتابداری و اطلاع رسانی در آسيا هم اکنون در سايت کنفرانس موجود است. جای ايران مثل هميشه خالی است. جا دارد انجمن کتابداری اطلاعات ايران را هم ارسال دارد.
کاربردهای داده کاوی در کتابخانه ها و موسسات دانشگاهی
را با دوست عزيزم خانم حاضری ترجمه نموده ايم که در مجله الکترونيکی نما منتشر شده است. بعد از انتشار اين مقاله نويسنده اصلی مقاله و مجله منتشر کننده مقاله اصلی با من تماس گرفتند. نويسنده از اينکه مقاله اش به زبان ديگری ترجمه شده خوشحال بود و از من مشخصات کامل مجله فارسی زبان را خواسته بود. ليست ساير مقالاتش را هم داده بود که اگر مايلم آنها را هم ترجمه کنم. اما مجله گله کرده بود که چرا بدون کسب اجازه مولف اقدام به ترجمه مقاله نموده ام. من ميدانستم که بايد از مولف کسب اجازه کرد اما متاسفانه اهميت نداده بودم. خلاصه گفتم که شماها حواستان باشد حتما حق مولف را رعايت کنيد.
ايميلی هم از يکی از خوانندگان گرفتم که اصل مقاله را درخواست کرده بودند. من اصل مقاله را بصورت چاپی داشتم اما خوشبختانه نويسنده مقاله فرمت پی.دی.اف آنرا برايم فرستاد. چه خوب بود که مجله الکترونيکی برای مقالات ترجمه شده اصل مقاله به زبان اصلی را هم در کنار مقاله ترجمه شده قرار ميداد. ديگر اينکه هيچگونه اطلاعاتی به زبان انگليسی در مورد مجله الکترونيکی در سايت پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی وجود ندارد که اميدواريم دست اندرکاران اين نقيصه را هم مرتفع فرمايند.
