تکنولوژيهای پورتال و اينترانت افزايش دانش صريح (عيان) را سبب ميشوند.

گروه افزارها-groupware-، تبديل دانش نهان به عيان -externalisation- را تسهيل می نمايند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۸:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٤


 

عالی ترين پيشرفت دو-سه ساله اخير در کتابخانه های دانشگاهی، توسعه انتشار دسترسی باز از طريق ايجاد انباره های سازمانی خروجی های پژوهش بوده است. اين پيشرفت کتابخانه های دانشگاهی را به قلب فرايند توزيع دانش بسيار نزديکتر نموده اتس.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۸:۱٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٤


 

دانش خارج سازمانی برای استفاده در اهداف آکادميکی در جامعه دانشگاهی در نظر گرفته شده است تا اهداف تجاری استراتژيک.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۸:٠٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٤


 

کتابخانه ها بيشتر به منابع دانش خارج از سازمان-جهانی- توجه داشته اند تا منابع دانش درون سازمان. کتابخانه ها دانش عيان و خارجی را مديريت ميکنند که با استفاده افرادی که به آن نياز دارند تبديل به دانش نهان ميشود يا به بيان نوناکا و تاکيشی درونی ميشود.

مهارتهای مديريت دانش خارج سازمانی-فهرستنويسی و رده بندی- قابل انتقال به مديريت اطلاعات داخلی (متاديتا و تاکسونوميز) هستند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۸:٠۳ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٥ فروردین ،۱۳۸٤


مديريت دانش در دانشگاهها

عليرغم عموميت يافتن مديريت دانش در تجارت، هنوز در دانشگاهها مديريت دانش جايگاه خود را نيافته است. اگر دانشگاهها را منبع توليد دانش بحساب بياوريم بايد آنها پيشرو بکارگيری مديريت دانش باشند. دانشگاه تکنولوژی آکلند در نيوزيلند گروه کاری مديريت دانش را با هدف زير ايجاد کرده است:

برای ايجاد و نگهداری چارچوبی که همه اعضای دانشگاه بتوانند به اشتراک و استفاده از دانش برای بهره برداری در آموزش، يادگيری، پژوهش و اهداف تجاری که آنان را قادر می سازد تا براحتی و همزمان بتوانند به اطلاعات موردنياز در هنگام نياز و در هر مکانی که اطلاعات موجود است دست يابند.  

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱۱:۱۱ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٤


نقدی بر آموزش کتابداری در ايران

در پست قبلی نظر مايبرگ را در مورد آموزش ليسانس کتابداری آوردم. بنظر اينجانب هم ليسانس کتابداری در ايران واقعا هيچ دانش خاصی به دانشجويان نميدهد. سر فصلهای دروس در رشته کارشناسی کتابداری ملغمه ای از دروس تخصصی، دروس عمومی، و دروس پايه که بمثابه از هر چمن گلی از تاريخ ادبيات ايران و جهان گرفته تا بيماری شناسی -در رشته کتابداری پزشکی-را شامل ميشود. در دروس تخصصی همچنان اهميت بيش از حد به فهرستنويسی و رده بندی به چشم ميخورد بدون اندک توجهی به فهرستنويسی اينترنتی و از همان نوع توجه بيش از حد به مقوله نقطه و ويرگول و دش و بدون توجه به فلسفه فهرستنويسی. در بيشتر کشورهای خارجی، نيروی انسانی در بخشهای خدمات فنی را کاهش ميدهند چرا که تاکيد بر فهرستنويسی غيربنيادی است. اگر آموزش کتابداری را محدود به فوق ليسانس نماييم و افراد از رشته های مختلف وارد اين حوزه شوند ميتوان انتظار نوآوريهايی را داشت. گرچه تجربه نشان داده که فارغ التحصيلان کارشناسی ارشد کتابداری که مدرک ليسانس آنان زبان انگليسی بوده عملا موفقيت شغلی در زمينه کتابداری کسب ننموده و بعضا به همان شغل سابق خود-مثلا آموزش زبان انگليسی- برگشته اند. فکر ميکنم دليل اين امر ميتواند اين باشد که زبان انگليسی هم رشته ای مثل کتابداری است که دانش پايه به انسان نميدهد.  

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٤


 

مايبرگ مينويسد: تحصيلات کتابداری با دوره فوق ليسانس شروع شده و آموزش ليسانس کتابداری بعد از آن ايجاد شده که در بيشتر کشورهای دنيا نيز موفقيت آميز نبوده است. در استراليا دانشگاه RMIT از سال ۲۰۰۳ دوره ليسانس کتابداری را متوقف کرده است و دانشگاه استراليای جنوبی نيز درصدد کنسل کردن دوره ليسانس کتابداری است. کيفيت پايين دانشجويان و تعداد مردودين اتخاد اين تصميم را سبب شده است. واحدهای درسی کتابداری و اطلاع رسانی بعنوان واحدهايی اختياری برای ديگر رشته ها در نظر گرفته شده اند. آموزش فوق ليسانس کتابداری از اين جهت اهميت دارد که دانشجويان دانش پايه ای در رشته ديگری دارند و با پروسه دانش و اطلاعات آشنا هستند. دیپلم کتابداری نيز که يک دوره يکساله است کافی نيست و نيازهای حرفه را تامين نميکند. اين دوره فقط در استراليا و آفريقای جنوبی باقی مانده که کشور اخير هم در صدد تعطيل نمودن آنست.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:۱٠ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٤


Disjointed incrementalism

سو مايبرگ يکی از مشکلات آموزش کتابداری را Disjointed incrementalism ذکر کرده و مينويسد که در ۲۰ سال اخير همه مدرسان کتابداری از اين مساله رنج برده اند و استفاده از عناوين و عبارات متفاوت در آموزش کتابداری و اطلاع رسانی را مثالی از آن ذکر ميکند. Disjointed يعنی نامربوط، بی ربط، گسيخته و increment هم يعنی توسعه، ترقی. معادل فارسی چه ميتواند باشد؟ توسعه گسيخته-توسعه بدون توجه به گذشته حرفه-آيا معادل مناسبی است؟

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۸:٢٤ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ٢٤ فروردین ،۱۳۸٤


 

عليرغم افزايش تعداد متخصصان اطلاعاتی در پستهای مديريت دانش، تعداد بسيار کمی از آنان پستهای سطوح بالای مديريت دانش را اشغال کرده اند. برخی از دلايل اين امر:

حرفه همچنان بعنوان مديريت کتابخانه ها در نظر گرفته ميشود.

حتی کتابخانه های مجازی نيز بعنوان حامی در نظر گرفته ميشوند تا واحدی اصلی

بسياری سازمانها فرايندی برای ارزيابی بهره وری و کارآمدی کتابخانه ها ندارند.

کتابداران جاه طلب نيستند.

کتابداران رضايت را در رساندن افراد به مقصودشان بدست می آورند در حاليکه بايد خود را بخشی از کل سازمان و در راستای اهداف آن بدانند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱۱:۳٥ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

عليرغم تمام پيشرفتهای حرفه کتابداري، هنوز احساس ميشود که کتابداران همان کاری را انجام ميدهند که هميشه انجام می داده اند و فقط ابزارها عوض شده است.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱۱:۱۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

کارفرمايان امروزه توانايی های ذيل را می طلبند:

  • انعطاف پذيری
  • سازگاری
  • توانايی حل مسأله
  • توانايی کار گروهی

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:٢٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

شکست موج اول اينترانتها و وب سايتهای سازمانها و شرکتها نياز به متخصصان اطلاعات را نمايان ساخت. متخصصان تکنولوژی اطلاعات بيشتر به وجه فنی موضوع توجه ميکنند و از اصول اساسی مديريت اطلاعات غفلت می ورزند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

واحدهای خدمات اطلاع رسانی اغلب از رقبا -رقبای داخلی مثل مديران دانش، متخصصان تکنولوژی اطلاعات و مديريت آموزشی و رقبای خارجی مثل ناشران و تامين کنندگان منابع اطلاعاتی الکترونيکی- غافل شده اند، آنان را نديده گرفته اند و يا پذيرفته اند. تا وقتيکه هوش رقابتی تبديل به روش انديشه و فکر نشود موقعيتها از دست خواهد رفت. اين موقعيتها شامل صرفه جويی در منابع و هزينه ها، بهره وری بيشتر در کار، تبديل رقبا به همکاران و بالاخره ماندگاری و بقاست.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٩:٥٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

وقتی منابع مالی محدود است خلاقيت لازم ميشود و نيز کتابداران بايد به مهارتهای مذاکره، متقاعد کردن و تأثير گذاری مجهز باشند تا نقش فعالی در تأمين منابع ايفا نمايند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

دورابجی يکی از موانع پيشرفت کتابداران را عدم اعتماد آنان به توانايی ها و ارزش آنان برای سازمان دانسته و مينويسد: چرا کتابداران به مسائلی مثل طراحی وب سايت و راه اندازی اينترانت سازمان يا معرفی يک ابزار يادگيری الکترونيکی يا تبديل خدمات اطلاعاتی به يک تجارت سود ده نمی پردازند؟ چرا افرادی خارج از حوزه کتابداری و اطلاع رسانی بايد به ايجاد يک سيستم جديد اطلاعاتی بپردازند. پستهايی که بوضوح تخصص کتابداران و اطلاع رسانان را می طلبد با افرادی از حوزه های ديگر که توانايی هايی کمتر از آنان دارند اشغال شده است.

مأخذ:

Dorabjee, S 2004, 'The business of information: are information professionals risk-averse?' Business Information Review, vol. 21, no. 3, pp. 148-56.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٩:٤۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

دورابجی (۲۰۰۴) برخی مشکلات حرفه کتابداری را ناشی از عوامل ذيل ميداند:

عنوان حرفه: لغت کتابدار برای برخی همچنان کليشه قديمی را تداعی ميکند. اطلاع رسان نيز لغتی است که بدفهمی را دربردارد. در برخی سازمانها، کتابخانه و مرکز اطلاع رسانی دو واحد جداگانه اند که خود همين به اشتباه افتادن را سبب ميشود. افرادی خارج از حرفه کتابداری و اطلاع رسانی نيز به خدمات اطلاعاتی می پردازند.

دورابجی اعتقاد دارد که بايد از کاربرد لغت کتابدار اجتناب نمود.

تصور: کتابداران و اطلاع رسانان همچنان خود را در نقش خدماتی می بينند نه در ارتباط مستقيم با موفقيت مالی سازمان و بنابراين فراتر از تأمين منابع و خدمات جديد حرکت نمی کنند. در حاليکه برای رشد و ارتقا در سازمان، بايد خود را در جايگاه رهبران و مؤسسان ببينند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

مهارتهای مديريت پروژه کتابداران ميتواند به مديريت معرفی اينترانت يا پورتال سازمان و معرفی مديريت دانش گسترش يابد.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٩:٢۳ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

تهيه منابع الکترونيکی در کتابخانه های امروزه، مهارتهای مذاکره ای قوی کتابداران و اطلاع رسانان را می طلبد تا از يکسو با فروشندگان اين منابع وارد مذاکره شده و خدمات بهينه ای-مثل آموزش استفاده از نرم افزار به کاربران- درخواست نمايند و از طرفی مسئولان را نسبت به خريد آنها ترغيب نمايند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٩:٢۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

مهارتهای سنتی کتابداران و اطلاع رسانان اسامی نويی يافته است. متاديتا و تاکسونوميز جانشين رده بندی و فهرستنويسی شده اند. معماری اطلاعات از دل کتابداری و اطلاع رسانی زاده شده خود به يک رشته مستقل تبديل شده است.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٩:۱٤ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

در دنيای تجارت کتابداران و اطلاع رسانان را سرزنش ميکنند که شم اقتصادی و حس رقابت ندارند. آيا کتابداران  برای بقا در عصر حاضر بايد طرز فکر خود را به اين مسير سوق دهند؟

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٩:۱٢ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

متون کتابداری و اطلاع رسانی مملو از بحث درباره تغيير نقش کتابداران و اطلاع رسانان و تأکيد بر توسعه مهارتها و دانسته ها، تغيير باورها و طرز فکر و روش های انجام کار است. اما اين متون چندان به جزئيات اين موارد نپرداخته اند و به توصيه هايی کلی بسنده کرده اند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٩:٠۸ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ٢۳ فروردین ،۱۳۸٤


 

فرگوسن مينويسد: ما عادت کرده ايم که به مديريت دانش در کتابخانه های تخصصی فکر کنيم که در آن بيشتر همکاران ما بعنوان مديران اطلاعات- و يا شايد ادعا برای برای مديريت دانش- در سازمانهايشان مشغول بکارند. اما بايد بخاطر بياوريم که ديگر انواع کتابخانه ها بخودی خود سازمانهايی مهم هستند...چقدر از آن چيزی که ما از آن بعنوان leveraging دانش نام ميبريم در کتابخانه های خودمان عمل شده است.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:٢۸ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٤


 

من کاملاْ با اين عقيده فرگوسن موافقم:

(ما کتابداران) بجای اينکه ادعا کنيم مديران دانش خوبی هستيم يا ميتوانستيم باشيم اگر موقعيتش پيش می آمد، بايد شرح موفقيتهايمان را مبادله کنيم- مطالعات موردی که به ديگران کمک خواهد کرد تا ببينند چه چيزی ممکن است. با اين وجود، مهم است که  ما خود را بخشی از راه حل مديريت دانش ببينيم و با ديگر افراد (چه متخصصان مديريت اطلاعات و چه افرادی از حوزه های غيرکتابداری مثل تجارت يا مديريت منابع انسانی) و همکاران بالقوه آشنا شويم.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:۱٥ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٤


 

فرگوسن با اشاره به دستاوردهای نوآورانه ای که کتابداران در مديريت دانش در حوزه های پزشکی و حقوق داشته اند نتيجه ميگيرد که کتابداران با همکاری نزديکتر با متخصصان موضوعی-دارندگان دانش- و مهارتهای مديريت اطلاعات خود ميتوانند نقش برجسته ای در مديريت دانش ايفا کنند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:٠٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٤


 

فرگوسن بر اين باور است که بيشتر وظايف مديريت دانش-مثل تغيير فرهنگ سازمانی و تبديل سازمان به سازمان يادگيرنده- بر عهده مديريت منابع انسانی است و نوشته مايکل ميدلتون (۱۹۹۹) را بعنوان شاهدی بر اين مدعا می آورد:

مديريت دانش ترکيبی از مديريت اطلاعات برای مديريت دانش مستند و مديريت منابع انسانی برای مديريت بيان دانش است.

منبع:

Middleton, M (1999) ‘From information management to knowledge  management: Some perspectives on development’, English language version (written prior to translation into Spanish) of ‘De la gestión de la información a la gestión del conocimiento’, El Profesional de la Información, vol. 8, no. 5, pp.10-17

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٩:٤٦ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٤


 

فرگوسن بخشی از مقاله داونپورت را بعنوان شاهدی بر مدعای خويش می آورد:

مديريت دانش نوعی شناخت توزيع شده است، يک قلمرو چند وجهی که متخصصان از حوزه های مختلف بايد نقشهای خود را دريابند.

بعبارت ديگر داونپورت بر آن نيست که ديگران را به زور وارد قلمرو سنتی کتابداری کرده يا از آنان يک کلنی يکپارچه بسازد.

منبع:

Davenport, E (2004) ‘Organizations, knowledge management and libraries: Issues, opportunities and challenges’, in Knowledge management: Libraries and librarians taking up the challenge, H Hobohm (ed.), IFLA publications, no. 108, Saur, Munich, pp.81- 89.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٧:۳۳ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٤


 

چند سال پيش استاندارد استراليا شرح وظايف برخی مشاغل را که کارن بيشاپ گردآوری کرده بود منتشر کرد. پستهايی مثل رهبر هوش رقابتی، مدير دانش و اطلاعات، مدير سواد اطلاعاتی،  مدير محتوای اينترانت و هماهنگ کننده دانش.

دو پست در اين مجموعه به آنچه که ما در حرفه کتابداری و اطلاع رسانی انجام ميدهيم نزديک است. وظايف خاص مرتبط با دانش که اين مديران دانش بايد انجام دهند عبارتست از:

  • استراتژيهای دانش: برای توسعه/بهبود فرايندهای دانش که از توسعه و اجرای سازمانی حمايت می کنند.
  • بررسی دانش: برای توسعه نقشه های دانش سازمانی، تشخيص خلاها در دانش و موانع کشف/توسعه/تبادل دانش
  • برنامه های آموزش سواد اطلاعاتی برای بهبود استفاده از منابع دانش و اطلاعات
  • مهارتهای تسهيل سازی برای بهبود پويايی گروه و برنامه های مربی گری برای بهبود مهارتهای ارتباطی با همکاری و نوآوری
  • رويه ها و سيستمهای طراحی برای توليد موثر و دسترسی به دانش ذخيره شده
  • مديريت تغييرات در رفتار سازمانی در کنار دانش-استراتژی سازمانی تمرکز شده

در حوزه هايی مثل سواد اطلاعاتی و تامين دسترسی به دانش ثبت شده، کتابداران و اطلاع رسانان بوضوح متخصص اند اما ديگر وظايف کاملا خارج از محدوده کتابداری هستند. اما اين بدان معنا نيست که کتابداران و اطلاع رسانان نبايد مبادرت به اين وظايف را در نظر بگيرند.

منابع:

Ferguson, S 2004, The knowledge management myth: will the real knowledge managers please step forward?, viewed 10/02 2005, http://conferences.alia.org.au/alia2004/pdfs/ferguson.s.paper.pdf.

Bishop, K (2002) New roles, skills and capabilities for the knowledge-focused organisation, Business Excellence Australia,Sydney.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ٥:٢٢ ‎ق.ظ روز جمعه ۱٩ فروردین ،۱۳۸٤


 

فرگوسن (۲۰۰۴) وظايف مدير اطلاعات را که در پست قبلی ذکر شد با روشهای مديريت دانش که بوتليير عنوان کرده بود مقايسه کرده و مينويسد:

برخی از روشهای بکار گرفته شده برای وظايف مديريت اطلاعات با آنهايی که بوتليير و شيرر فهرست کرده اند مشابه است. مثلا:

انطباق يا عدم انطباق بين اطلاعات موجود و نيازها با انجام دادن information audit که در بسياری از اصول اساسی شبيه به knowledge mapping است.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٢:٠٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٤


 

وظايف مدير اطلاعات که در کتاب معروف چاپ شده توسط دولت بريتانيا در سال ۹۰ عنوان شده:

  • اهداف سازمان چيست؟
  • چه اطلاعاتی برای حمايت از آن اهداف وجود دارد؟
  • چه اطلاعاتی در سازمان موجود است؟
  • آيا تفاوتهايی بين نيازها و آنچه تهيه شده وجود دارد؟
  • چه کاری بايد برای تطابق نيازها با آنچه تهيه شده انجام شود؟
  • آيا از اطلاعات مفيد ميشود بهره برداری بيشتری بعمل آورد؟

منبع:

Central Computer and Telecommunications Agency (1990) Managing information as a resource, HMSO, London.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱۱:۱٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٤


 

فرانس بوتيليير و کاتلين شيرر (۲۰۰۲) يک مطالعه عملی روی ۱۲ سازمان (۶ سازمان خصوصی و ۶ سازمان دولتی) انجام دادند که آنچه را آنان روشهای مديريت دانش می نامند مشخص ميکند که بقرار زيرند:

  • تمرکز روی ارتباطات که گروههای هم عمل و محلهای پرسش و پاسخ ناميده ميشود.
  • تمرکز روی ذخيره و بازيابی که نقشه دانش و بانکهای اطلاعاتی خبره و دانش ناميده ميشود.
  • تمرکز روی اشاعه گزيده که آگاهی رسانی های اطلاعات اخبار و يادگيری سازمانی ناميده ميشود.
  • تمرکز روی عمل که همکاری مجازی ناميده ميشود.

البته اين توپولوژی جامع نيست اما طيفی از فعاليتهای مديريت دانش را نشان ميدهد. همچنين همپوشانی بين مديريت دانش و مديريت اطلاعات و فاصله بين آن دو را نيز آشکار می سازد.

منبع:

Bouthillier, F & Shearer, K (2002) ‘Understanding knowledge management and information management: The need for an empirical perspective,’ Information Research, 8, 1, 

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱۱:٠٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٤


 

ديويد اسکايرم (۱۹۹۹)، يکی از نويسندگان پراستناد حوزه مديريت دانش اظهار ميدارد که بيشتر برنامه های مديريت دانش بر روی هفت مرحله استراتژيک ذيل تمرکز می کنند:

  • دانش مشتری: حياتی ترين دانش در بيشتر سازمانها
  • دانش در فرايندها: بکارگيری بهترين know-how در حال انجام دادن وظايف هسته ای
  • دانش در محصولات و خدمات: راه حل های هوشمندانه بر اساس نيازهای مشتريان
  • دانش افراد: پرورش و کنترل قدرت ذهنی که ارزشمندترين سرمايه است.
  • حافظه سازمانی: اتصال به دروس گذشته يا هر جای ديگری در سازمان
  • دانش در ارتباطات: دانش فردی عميق که همکاری موفقيت آميز را پشتيبانی ميکند.
  • دارايی های دانش: اندازه گيری و مديريت سرمايه فکری شما

منبع:

Skyrme, D (1999) KM basics, Knowledge Connections,David Skyrme Associates, .

 

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:٥٧ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٤


 

فرگوسن (۲۰۰۴) در مقاله بسيار جالب خود به همپوشانی ها و شباهتهای مديريت اطلاعات و مديريت دانش پرداخته و در آخر ذکر ميکند که بهتر است بجای اينکه ادعا کنيم مديريت دانش کار کتابداران و اطلاع رسانان است، به گسترش مهارتهای خود و اجرای مديريت دانش واقعی در کتابخانه ها بپردازيم. مديريت دانش يک حوزه چند رشته ايست و اختصاص به يک گروه خاص ندارد. او مينويسد:

ما بايد بپرسيم آيا اصول مديريت دانش که برخی آنرا تماما جزو کتابداری بحساب می آورند واقعا در کتابخانه های ما بکار گرفته شده است؟

هيچ شاهد عملی وجود ندارد که نشان دهد مديران کتابخانه ها مديريت دانش را بهتر از ديگر انواع مديران عمل نموده اند.

مديران کتابخانه ها که توانايی شان برای ارتقای سرمايه های فکری کتابخانه هايشان است فرصت بسياری برای بهبودی دارند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۸ فروردین ،۱۳۸٤


 

چارلز داروين مينويسد:

آنان که بقا می يابند نه قويترينند و نه باهوشترين. بلکه افرادی هستند که بيش از همه به استقبال تغييرات می روند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٢:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱٧ فروردین ،۱۳۸٤


 

کارل ويگ يکی از بانفوذترين و پراستنادترين نويسندگان مديريت دانش در حوزه بيزنس است.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:۱۱ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٤


 

اينکه مديريت دانش بسيار فراتر از مديريت اطلاعات است دائما در متون مورد تاکيد قرار ميگيرد. ماريان برودبنت که يکی از بانفوذترين طرفداران مديريت دانش در کتابداری و اطلاع رسانی استرالياست می نويسد:

مديريت دانش بهره برداری موثر از دانش سازمانی با يک مديريت اطلاعات و يادگيری سازمانی قوی است.

او نيز مانند بسياری ديگر، مديريت اطلاعات را بخشی از مديريت دانش ميداند و ورود کتابداران به عرصه مديريت دانش را در گرو کسب مهارتهای موردنياز ميداند.

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٠:٠٩ ‎ق.ظ روز سه‌شنبه ۱٦ فروردین ،۱۳۸٤


کتابداران، مديران حافظه بشری

بيزجک (۲۰۰۰) در مقاله ای با عنوان مديران حافظه بشری: پارادايم جديد علم کتابداری مينويسد:

وظيفه هميشگی کتابدار بعنوان قابله تولد دانش در طول زمان تغيير محسوسی نکرده است. اگر چيزی تغيير کرده است، افزايش آگاهی از مسئوليتهای ما برای حفظ ميراث فرهنگی در عصر بی ثباتی و مجازيت است.

تنوع روزافزون محملهای اطلاعاتي، اولين و آشکارترين تغيير است. از زمانی که تکنولوژی های جديد ذخيره اطلاعات همنشين روزانه ما شدند. بخاطر اين انواع محملها، ديگر کتابخانه صرفا‌ محلی برای نگهداری کتابها بحساب نمی آيد. اين تصور جديد باعث بدفهمی ها، نه فقط ميان کاربران بلکه ميان کتابداران می شود.

در تلاش برای تعريف واژه information دچار مشکل ميشويم. می توانيم از خودمان بپرسيم: آيا ترس در اطلاعات بينايی کودکان وجود دارد؟ پاسخ به اين سوال و سوالات مشابه آسانتر خواهد بود اگر کتابداران بتوانند اشکال سمبليک اطلاعات و انواع ديگر (اشکال غيررسمی) اطلاعات  يا  اطلاعات ذخيره شده و غير آن را بتوانند از همديگر تشخيص دهند. در ايجاد اين تمايز، حوزه فعاليت ما يک تمرين اجتماعی خواهد بود که کمتر و کمتر با کتابها بتنهايی درگير است و نوعی از مديريت حافظه بشری که در اشکال بسيار متفاوتی ثبت و ضبط شده است را به نمايش می گذارد.

منبع:

Bizjak, Primoz. (2000) “Mankind’s Memory Managers: A New Paradigm of Library Science,” Library Philosophy and Practice, Vol. 2, No. 2 (Spring 2000) www.uidaho.edu/~mbolin/bizjak.html

  
نویسنده : Maryam ; ساعت ۱٢:۱٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱٥ فروردین ،۱۳۸٤