در حوزه کتابداری و اطلاع رسانی تعداد بسيار محدودی از محققان آشنايی کافی با فلسفه علم دارند.
Empiricism نقطه نظری است که تجربيات، مشاهدات يا داده های حسی را تنها يا مهمترين روش کسب دانش ميداند.
Rationalism نقطه نظری است که بصيرتهای عقلايی را مهمترين روش کسب دانش ميداند.
Positivism امروزه بيشتر بعنوان نوعی امپريسيزم در نظر گرفته ميشود.
Logical positivism کوشش قرن بيستم برای ترکيب امپريسيزم و رشناليزم بود.
يکی از اهداف آشکار مديريت دانش ايجاد ارزش در سازمانهاست و يکی از عمومی ترين راههايی که دانشکاران ميتوانند ايجاد ارزش کنند پشتيبانی برای تصميم گيری کارآمد است. ايجاد ارزش لزوما بمعنی ايجاد ارزش اقتصادی نيست. سازمانهای غيرانتفاعی، سازمانهای دولتی و خيريه به روشهای غيراقتصادی ايجاد ارزش ميکنند، آنها چيزی ايجاد ميکنند که سرمايه اجتماعی ناميده ميشود. داشتن دانشکارانی که ميتوانند با تصميم گيری موثر در سازمان ارزش ايجاد کنند پيش نياز مديريت دانش است.
مديريت دانش نياز به چند تغيير اساسی در توانايی های آنچه پيتر دراکر (۱۹۹۸) دانش کاران مينامد دارد. به دليل اينکه داده ها و اطلاعات مربوط به مديريت دانش ميتواند از انواع مختلف منابع نامحتمل يا غير پيش بينی و خارج از سازمان تامين شود، دانشکاران بايد مهارتهای تفکر انتقادی قوی داشته باشند. مخصوصا آنان بايد يک توانايی خوب توسعه يافته در ارزيابی اعتبار و قابل اعتماد بودن اطلاعات بدست آمده از منابع نامشخص داشته باشند. شبکه جهانگستر وب گنجينه ای از اطلاعات ارزشمند است البته اما همچنين مخزن اطلاعات غلط و گاهی فريب دهنده نيز هست.
از آنجا که دانش قويا با افراد آميخته است، يک مخزن دانش يا نقشه دانش بايد ليستی از افراد و متخصصان و توانايی های آنان و توصيفی از انواع مسائلی که اين متخصصان ميتوانند حل نمايند داشته باشد.
اگرچه مديريت دانش معادل مديريت داده ها و اطلاعات نيست، بازيابی داده ها و اطلاعات ميتواند قسمتهای مهم مديريت دانش باشد.
سيستمهای حامی تصميم گيری يا Decision Support Systems=DSL و سيستمهای هوشمند يا Expert Systems=ESs سعی بر بهبود تصميم گيری انسانی(دی.اس.ال) يا بکلی جايگزينی آنها با عامل انسانی (ای.اس.اس) دارند. اما تصميم گيری انسانی نوعی مهارت(دانش) است که فعاليت انسانهای آگاه است و اين چيزی نيست که بتواند مکمل يا جايگزين تکنولوژی کامپيوتر شود بلکه کوشش ميکند که مشوق آن باشد و آنرا تسهيل کند. برای دی.اس.ال ها و دی.اس.اس ها متخصص خارج از سيستم بود اما برای مديريت دانش متخصص يک بخش ضروری از سيستم است.
بهترين تجربيات ميتواند چندين کاربرد داشته باشد:
ميتوانند برای ايجاد يک بنچ مارک برای سطح کيفيتی که از خبرگان عملياتی توقع ميرود استفاده شوند.
آنها همچنين ميتوانند برای افزايش پيچيدگی يا سختی سازماندهی شوند تا مجموعه ای از مثالهای مفيد فارغ التحصيلان برای آموزش کارآموزان را ايجاد کنند.
گردآوری بهترين تجربيات اغلب بخش مهمی از مديريت دانش است.
برخی شرکتها پاداشهايی را برای متخصصان برای اشتراک دانش با تازه کاران در نظر ميگيرند. اما از کجا معلوم است که گفتگوی يک متخصص با يک تازه کار واقعا به بهبود کار کمک کرده است. برخی ديگر تلفنها و ايميل ها را کنترل ميکنند تا دريابند تا چه حد مجرب ها با کم تجربه ها ارتباط برقرار کرده اند. اما يکصد پيام ايميلی ممکن است کمتر از نکته ای که يک متخصص به يک تازه کار هنگام برخورد جلوی آبسرد کن و در طی يک گفتگوی غير رسمی ياد ميدهد کمک کننده باشد.
يکی از مشکل ترين مسائل در تغيير يک سازمان، تغيير فرهنگ آن است.
از آنجا که معمولا دانش چيزی نيست که بشود آنرا نوشت، افراد مطلع بايد تشويق شوند که دانسته های خود را از طريق ارتباطات رو در رو انتقال دهند. اين يک فرايند بسيار تعاملی است. و اغلب به شکل نوعی کارآموزی با کم تجربه هاست که با خبرگان ارتباط مستقيم داشته و از آنها بياموزند. اين بدين معنی است که مديريت دانش ايجاد، نگهداری و تسهيل ارتباطات ميان خبرگان و کم تجربه ها (خبرگان با خبرگان، خبرگان با کم تجربه ها و کم تجربه ها با کم تجربه ها) است. از اينجاست که گروههای هم عمل بوجود می آيد.
ميلر (۱۹۹۸) يکی از دلايل توجه مديران به مديريت دانش را ترک کارکنان دانسته و مينويسد:
هر بعدازظهر دانش شرکت از در بيرون ميرود و من از خدا ميخواهم که آنها دوباره برگردند...واقعيت تجارت در ايالات متحده اينست که کارمندان مرتبا شغل خود را تغيير ميدهند. و بندرت ممکن است که فردی تمام عمر کاری اش را با يک سازمان سپری کند. آمريکايی ها جامعه ای بسيار متحرک هستند و مرتبا بدنبال موقعيتهای شغلی بهتر هستند.
صنايع آمريکا که با توليد انبوه و قيمت ارزان با رقبا رقابت ميکرد ديگر نميتواند با اين روش ادامه دهد. چرا که صنايع کشورهای جهان سوم با نيروی کاری بمراتب ارزانتر ميتوانند محصولاتی ارزانتر از آمريکايی ها توليد کنند. بنابراين تنها روش رقابت اينست که ايالات متحده کالاهايی توليد کند که نوآوری داشته باشند يا برای مشتريان خاصی توليد شده باشند. اين نوع رقابت نياز به نيروی کاری بسيار کارآمد با مهارتهای تحليلی قوی دارد. همچنانکه ارزش يک کارمند بيشتر وابسته به مهارتهای تحليلی و دانسته های او و کمتر وابسته به سابقه خدمت او با سازمان ميشود، کارمندان طبيعتا بسمت سازمانهايی ميروند که موقعيت بهتری به آنان پيشنهاد ميکند تا از دانسته های خود استفاده کرده و آنها را گسترش دهند.
پروساک(۱۹۹۸) ميگويد: دانش اغلب نه تنها در مستندات و مدارک و آرشيوها بلکه در روتينهای سازماني، فرايندها، عملياتها و نرمهاست.
داده نسبتا مستقل از متن است. مثلا يک اسم يا آدرس، يک اسم يا يک آدرس است خواه در يک گزارش آمده باشد خواه در يک مقاله. اسامی و آدرسها وقتی به اطلاعات تبديل ميشود که وارد يک متن خاص شود. مثلا اسم و آدرس در يک گزارش که مشتريان فعال را ليست ميکند فقط اسم و آدرس نيست بلکه اسم و آدرس يک مشتری فعال است. و اما دانش: يک فروشنده مطلع ميتواند با نگاه کردن به آدرس مشتريان فعال دريابد که مشتريان فعال در قسمت خاصی از شهر زندگی ميکنند که طبقه اجتماعی-اقتصادی خاصی در آن ساکنند و بنابراين تمايل بيشتری نسبت به ديگر افراد به خريدن انواع خاصی از کالاها دارند.
برای تفاوت بين داده، اطلاع و دانش مثالی از ويتگنستين می آوريم.
ما ممکن است بگوييم:
داده ها را روی ميز بگذار
يا
اطلاعات را روی ميز بگذار
اما آيا ميتوانيم بگوييم:
دانش را روی ميز بگذار
جمله بالا بنظر عجيب ميرسد.
مثالی ديگر:
داده ها را بگير و برای نيويورک فکس کن
دانش را بگير و برای نيويورک فکس کن
جمله دوم پذيرفتنی نيست.
مثال سوم:
اطلاعاتی که لازم داری از ماری بگير
کريس دانش شيمی دارد
مثال آخر:
بيل داده ها را داشت اما گم کرد
ماری اطلاعات را داشت اما در جای درستش قرار نداد
کريس ديروز دانش داشت اما از دستش داد
دوباره، جمله آخر درست نيست. دانش چيزی ملموس نيست که بشود آنرا داشت يا مبادله کرد يا از دست داد.
-يک کامپيوتر ميتواند حاوی داده ها باشد
-يک گزارش ميتواند اطلاعات داشته باشد
اما فقط يک شخص ميتواند دانش داشته باشد.
تعريف پيتر دراکر (۱۹۹۸) از اطلاعات بنظر ميرسد که به تفاوت اساسی بين آنها پرداخته باشد. او ميگويد اطلاعات، داده هايی هستند که برای منظوری خاص سازماندهی شده اند.
مديريت دانش چيست؟
-نام جديدی برای آنچه کتابداران سالهاست انجام ميدهند يا
-يک فرصت فوق العاده برای کتابداران تا در سازمانهايشان ارتقا يابند يا
-تهديدی برای کتابدارانی که آنرا جدی نمی شمارند.
